گنجور

شمارهٔ ۳۹۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

خط تر گرد لبه عمدا نباشد

چو دودی هست بی حلوا نباشد

کی نسبت کند چشمت به نرگس

که هیچش دیده بینا نباشد

بخوبی گرچه به بالا نشین است

به بالای تواش بالا نباشد

به تیغم گر بزن دشمن که از دوست

سر بریدنم مطلع نباشد

خیالش جز به چشم من مجوئید

که این در در همه دریا نباشد

اگر از دیده ناپیدا بود تیر

از آن باشد که جان پیدا نباشد

کمال خسته را امروز دریاب

که صبرش از تو تا فردا نباشد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید