گنجور

 
کمال خجندی
 

چشم شوخت دل عاشق به هوس می گیرد

همچو صیاد که بلبل به نفس میگیرد

دل از آن غمزه ننالد که حرامی همه وقت

راه بر قافله از بانگ جرس میگیرد

روی تو از طرف ماست به جنگ سر زلف

چه عجب آتش اگر جانب خس می گیرد

پرتو روی تو تنها نه مرا خرمن سوخت

آتش عشق بتان در همه کس می گیرد

نیست در دور لبت نقل و شکر کاسد و بس

جام می هم به لب امروز مگس می گیرد

صبحدم میزدم آهی ز تو روشنتر از این

چکنم درد دلم راه نفس می گیرد

پیش معشوق کش این جان که برند از تو کمال

گر پمطرب ندهی جامه عسس می گیرد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.