گنجور

شمارهٔ ۳۶۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

تا دلم نظاره ان قامت زیبا نکرد

جان علوی آرزوی عالم بالا نکرد

در فراق او گذشت آب از سرم این سرگذشت

تا شنید آن بی وفا دیگر گذر بر ما نکرد

وعده مهر و وفا کرد آن جفا گستر به من

چون نبود اصل این سخن را هر چه گفت اصلا نکرد

گردی از نعلین آن مه ناگهان رفتم به چشم

دیگر آن نعلین را از ننگ من درپا نکرد

گرچه زان خط دودها برخاست از هر سینه

دل بروی او چو خالش نقطه پیدا نکرد

دیده ما گر ز بهر اوست خون افشان چه باک

طالب در احتراز از جوشش دریا نکرد

از سعادت کس دری نگشود بر روی کمال

تا خیال روی او در خانه دل جا نکرد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید