گنجور

شمارهٔ ۳۵۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بیمار عشق جز لب او آرزو نکرد

این نوش دارو ار دگری جست و جو نکرد

ریش دل تو گفت بمرهم نکو کنم

دردا که کرد وعده خلاف و نکو نکرد

شکل قدم ندید و سرم نیز بر قدم

طفل است چون نظاره چوگان و گو نکرد

دستی ندید غاشق مسکین بگردنی

تا روزگار خاک وجودش سبو نکرد

هرگز نریخت چشم من آبی بجای خون

در پیش مردم این قدم آبرو نکرد

یک روز نام خویش نوشتم بروی نان

آنرا ز ننگ من سگ کوی تو بو نکرد

در دین عشق راست نشد قبله کمال

تا روی دل بقامت چون سرو او نکرد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید