گنجور

شمارهٔ ۳۵۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بی تو مرا زندگی بکار نیاید

نعمت بی دوست خوشگوار نیابد

تاتو نیانی چو آرزو به کنارم

هیچ مرادیم در کنار نیابد

تا ندهی زلف بیقرار به دستم

خاطر من بر سر فرار نیابد

گرسگ خود خوانیم اهانت تست آن

ورنه مرا زین حدیث عار نیابد

چشم عیادت ازو کراست که گر نیز

خاک شوم بر سر مزار نیابد

کس نتواند گرفت آن رسن زلف

تا بسر خود به پای دار نیابد

نقد دو عالم بنه کمال که آنجا

جان گرانمایه در شمار نیابد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام