گنجور

 
کمال خجندی
 

بهار آمد خبر از می فرستید

سلام گل به باد از پی فرستید

درود عود یک یک گوش دارید

بگوش می درود نی فرستید

اگر دست از ادا کونه کند چنگ

به ناخنهای چنگی نی فرستید

نسیم زلف جان پیوند لیلی

به مجنون جدا از حی فرستید

زمین بوس کمان ابروی دوست

ازقند بند نی بر وی فرستید

مرو زر می خرند اینجا نه زاری

دعای عاجزان تاکی فرستید

کمال از فقر چون بنشست بر خاک

گلیم او به رهن می فرستید