گنجور

 
کمال خجندی
 

بگو بگوشه نشینان که رو براه کنید

زمال دست بدارید و نرک چاه کنید

به یک مقام مباشید سالها ساکن

نظر به منزلت مهر و قدر ماه کنید

به کوی باده فروشان روید عاشق وار

بنای توبه بی اصل را تباه کنید

به گردن من اگر عاشقی گناه بود

کدام طاعت ازین به همین گناه کنید

باب علم بشوئید روی دفتر عقل

بنور عشق رخ عقل را سیاه کنید

چو وقت خوش شود ای دوستان برای کمال

اگر کنید دعائی به صبحگاه کنید