گنجور

شمارهٔ ۳۰۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

آن بار که پیوسته به ما دل نگران بود

مشغول به ما بود و ملول از دگران بود

از ما برمید و دگرانش بر بودند

آری مگرش مصلحت وقت در آن بود

دیروز بر آن بود که بارم بنوازد

امروز بر آن نیست که دیروز بر آن بود

دوشش بگرفتم که برآرم بکنارش

دیدم که سرش با من دلخسته گران بود

آشفتگی زلفش و بیماری چشمش

گونی که از دود دل صاحب نظران بود

آن دور کجا رفت که در سایه حسنش

اوقات من خسته به خوبی گذاران بود

میرفت و کمال از پی او رفت دل از دست

با دیده غمدیده به حسرت نگران بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام