گنجور

شمارهٔ ۲۶۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

من به شطرنج غمت جان و جهان خواهم باخت

آن دو رخ دیده ام این بار روان خواهم باخت

باختم عشق به آن روی و دلم برد ز دست

تا برد بار دگر باز همان خواهم باخت

شب چو بازم به رفیقان خود انگشترنی

به خیال لبه آن تنگه دهان خواهم باخت

چو رسن باز که بازد سر و جان هم بر سر

من به زلفت سر و جان نیز چنان خواهم باخت

زلفش آمد که به سودازدگان کج بازد

ابرویش جسته که من کجتر از آن خواهم باخت

به میان و دهن ننگ نو از بیم رقیب

بعد از امروز نظرهای نهان خواهم باخت

گرچه بسیار سر و جان به تو در باخت کمال

من زخجلت که کم است آن در جهان خواهم باخت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید