گنجور

شمارهٔ ۲۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

حلال باد می خلد و حور زاهد را

که واگذاشت به رندان شراب و شاهد را

مبر ز گردن صوفی قلاده تسبیح

گذار تا ببرد گردن مقلد را

ز فکر و ذکر و ریاضت دماغ را خلل است

بگیر جام و بمان فکرهای فاسد را

برغم زاهد خود بین چو می کشم از جام

به آبگینه کشم میل چشم حاسد را

مشو به میکده غایب ز چشم پیر مغان

که با مرید نظرهاست پیر مرشد ما

عجب که شحنه نگشت از امام واقف ما

که خرج کرد به می وقف های مسجد را

کمال لاف عبادت مزن که چشم بنان

به یک نظر برد از ره هزار عابد را



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شهرام بنازاده نوشته:

بیت ۵ پیر مرشد را پیر مرشد ما نوشته شده

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید