گنجور

شمارهٔ ۲۴۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ماه در حسن برخسار تو خویشاوند است

آفرین بر پدری کش چو تونی فرزند است

نشمرندم دگر اهل نظر از آدمیان

گر بگویم به جمال تو پری مانند است

عاشق سرو قدت را نتوان کرد شمار

بر درختی عدد برگ که داند چند است

حور عین را چو سر زلف سیه چشمی بین

که ز کوی تو به فردوس برین خرسند است

بر در بار گر افزون نکند ناله زار

چه کند طالب دیدار که حاجتمند است

خوش بود موعظه و حکمت صاحب نفسان

نغمه نی شنو ار گوش دلت بره پند است

عکس لعلش اگر افتد به لب جام کمال

نوش کن چون شکر آن باشد که در وی قند است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام