گنجور

شمارهٔ ۲۴۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست

بابت پیمان شکن عهدی و پیمانی درست

گر چه چشم می گویدم جویم دلت لیکن که یافت

قول مستی راست عهد نامسلمانی درست

عهدها بندد که سازم عاقبت دل با تو راست

راست گویم این سخن هم نیست چندانی درست

بر زبانها نا گذشت آن لب رقیب جنگجوی

در دهان عاشقان نگذشت دندانی درست

بار ما گر آستین افشان در آید در سماع

کس نه بیند خرقه پوشی با گریبانی درست

گوی دلها بسکه از هر سو ربودند و شکست

نیست بر دوشبتان از زلف چرگانی درست

پاره سازند اهل معنی جامه ها بر تن کمال

گر بخواند هفت بیت تو غزالخوانی درست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام