گنجور

شمارهٔ ۲۳۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گل از پیراهنت بونی شنیدست

گریبان از برای آن دریده ست

چو دید اندر چمن دامن کشانت

ز حسن و لطف خود دامن کشیده است

به نو بر فلک کم مینماید

مگر از دور ابروی تو دیدهست

حدیثی از لبت هر کس که بنوشت

زکلکش بر ورق سرخی چکیده ست

از چندین تیر کاندر ترکش تست

دل مجروح را تیری رسیده است

ندیدست آن دهان هیچ آفریده

به حکم آنکه از امید کشتن از

کمال از غصه خود را کشت گوئی

هیچ آفریده ست نیفت بریده ست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام