گنجور

شمارهٔ ۲۲۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر مرا از نظر انداختی این هم نظری است

هر جفائی که رسد از تو وفای دگری است

دل مجروح مرا هست برآن تیر گرفت

که چرا از حرم خاص تو او را گذری است

باش تا حسن نو روزی به ظهور انجامد

که از آن روز هنوز این رخ زیبا سحری است

ای حسود از سر کین عیب محبان تا چند

عیب خود بین تو که پنداشتهای آن هنری است

برسانید ز من با سگ کویش امشب

عفو فرما گرت از ناله ما دردسری است

دی رقیب از لب او داد به من مژده قتل

دهنش پر ز شکر باد که این خوش خبری است

وصل او می طلبی مختصر این است کمال

کین تما نه به اندازه هر مختصری است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.