گنجور

شمارهٔ ۲۲۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر قصد خون ماست پس از دل ربودنت

میباید آن رخ از پس برقع نمودنت

بیرون مشر ز دیده که با آن جمال و زیب

زیبد درون خانه پس پرده بودنت

هر چند خوبتر شود از بستن انگبین

شیرین ترست از آن به سخن لب گشودنت

گر دل شب فراق چنین ناله ها کشد

ای دل کسی به خواب نه بینه غنودنت

فریاد ما شنو، بنو گونیم نشنوی

فریاد و آه ما ز سخن ناشنودنت

ای بوی گل ترا به کف پاش نسبت است

مرغ چمن چنین نتواند ستودنت

آزردن از گزاف بود نور دیده را

تا کی کمال دیده بر آن پای سودنت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید