گنجور

شمارهٔ ۲۱۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر جانب محب نظری با حبیب هست

غم نیست گر هزار هزارش رقیب هست

با کس مگو که چاره کنند درد عشق را

ای خواجه گر طبیب نباشد حبیب هست

سر در مکش ز ناله ما ای درخت ناز

هرجا که هست شاخ گلی عندلیب هست

گوشی که شد به حلقه عشق بنان گران

نشنیده ام که قابل پند ادیب هست

گر شحنه می برد سر واعظ به تیغ کند

کار شمشیر زنگ خورده بدست خطیب هست

در خورد گوش بار بدست من غریب

گر نیست گوهری سخنان غریب هست

از جام وصل هم رسدت قطرة کمال

کز جرعه خاک را همه وقتی نصیب هست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify