گنجور

شمارهٔ ۲۰۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

غمت ریخت خونم شهادت همین است

شهادت چه باشد سعادت همین است

نه امروز رسم جفا کرد؛ تو

ترا سالها شد که عادت همین است

چو میرم ز دردت گذر بر مزارم

مرا از نو چشم عبادت همین است

نخواهی دمی بی جفا عاشقان را

ازین بیوفائی مرادت همین است

اگر بر درت باز مانم به خدمت

نشان قبول عبادت همین است

هلاک من از عشق باشد ارادت

مرید طلب را ارادت همین است

کمال از سگ کویش آموز افغان

که در عاشقی استفادت همین است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید