گنجور

شمارهٔ ۱۹۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

عاشقم بر دلبری با کس چرا گویم که کیست

تو کهای باری رقیبا تا ترا گویم که کیست

آنکه هوشم برد از تن نکهت پیراهنش

گر بیاید باز با باد صبا گویم که کیست

چون ز روی خوب منعم می کنید ای زاهدان

قبله و محراب خود کی با شما گویم که کیست

عاشق خود را چرا هر بار کوئی بیوفا

گر نرنجد خاطر تو بی وفا گویم که کیست

در میان دلربایان از بتان شوخ چشم

گر نگیری خشم شوخ دلربا گویم که کیست

عاشق من کیست گوئی نا بریزم خون او

جانب من حمله کن شمشیر تا گویم که کیست

گویدم هر دم رقیبت کز گدایانی کمال

گر سگی و جنگ بگذارد گدا گویم که کیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام