گنجور

شمارهٔ ۱۸۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سؤال بوس که کردم مرا جواب فرست

اگر شکر نفرستی ز ب عتاب فرست

پیام ده به من از لب که سوخت تشنه دلم

کباب هست مرا وعده شراب فرست

به روز هجر ز عارض به ما سلام رسان

به تشنگان قیامت ز روضه آب فرست

چو دورم از تو رقیبی فرست قاصد من

گناهکار چنین را چنان عذاب فرست

اگر زکات گدایان حسن بخش کئی

نخست با مه و آنگه به آفتاب فرست

روایح خوش صد ناقه تا به باد رود

نسیم زلف معطر به مشک ناب فرست

اصداع شد سگ او را ز ناله تو کمال

به دفع درد سر از دیدهاش گلاب فرست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.