گنجور

شمارهٔ ۱۰۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بی تو مرا چشم جهان بین ترست

چهره به خون دل غمگین ترست

در نب" هجر تو لب و چشم من

یک دو دم آن خشک و دمی این ترست

هیچ شبی بر سر بستر مرا

دیده نخسبید که بالین ترست

لشکری عشق نرا ز آب چشم

اسب تر و جامهئر و زین ترست

طفلی و آید ز تو شوخی ملیح

زانک ز شیرث لب شیرین ترست

هر که خجل شد به عرق تر شود

پیش رخت زان گل رنگین ترست

در صفت خال و خط او کمال

دم به دم انفاس تو مشکین ترست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید