گنجور

شمارهٔ ۱۰۵۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر گم شوی از خود خبر بار بیایی

چون بافتی آن گم شده بسیار بیایی

با موسی دیدار طلب وعده همین بود

گر محو شوی دولت دیدار بیابی

چون سر به گریبان بری و غیر نبینی

در خرف نگو جوی که زنار بیایی

گم شد سر و دستار تو از زحمت اغیار

گر بار بیابی سر و دستار بیابی

دل جانب دلدار چنان دار که از دل

هر بار که جونی بر دلدار بیابی

گر طالب دردی که ز سوز نفس او

ناجسته علاج دل بیمار بیابی

آن عاشق دلسوخته امروز کمال است

کز گفته او گرمی عطار بیابی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید