گنجور

شمارهٔ ۱۰۳۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

قطره قطره از دریا چو به ساحل آیی

گره به دریا برسی قطره نبی دریایی

پیش او آنی و در خانقه الله گونی

او مولی و در مدرسه مولانایی

گرنه با اونی اگر پادشهی درویشی

ال ورن بیخویشی اگر با همه تنهایی

بی غمش در تعبی با غم او در طربی

دریاب لب او مگی با لب او حلوایی

گه دلی گاه زبان گاه نهان گاه عیان

گاه آئینه گهی طوطی شکر خابی

زنگ هر آینه کان روی توان دید توئی

دم به دم ز آینه این زنگ چرا نزدایی

پیش روی تو صد آئینه نهادست کمال

روشنست آینه ها بنگر اگر بینایی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید