گنجور

شمارهٔ ۱۰۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بر لب لعل خط سبز ترا پیروزی است

بر زنخدان چو به خال را بهروزی است

کرد روشن همه آفاق تجلی رخت

عادت طلعت خورشید جهان افروزی است

همه عالم به تماشای تو شادند آری

نومه عیدی و روی تو گل نوروزی است

دل بیچاره همیشه ز تو صد پاره چراست

تیر مژگان نرا قاعده چون دلدوزی است

روزی دل ز ازل زلف دوتای تو فتاد

دل بیچاره نظر کن چه پریشان روزی است

بر سر تربتم آنی و نیفشانی اشک

شمع را بر من خاکی به ازین دلسوزی است

سر ز قیدت نکشد با تو چو آموخت کمال

مرغ مألوف گرفتار ز دست آموزی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام