گنجور

شمارهٔ ۱۰۱۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

درین ره هرچه جونی آن بیابی

بجو نقدی که ناگاهان بیابی

بکوی او دلی کم کن که آنجا

یکی دل گم کی صد جان بیابی

به جان گر طالب یک درد باشی

طلب تا کرده صدر درمان بیابی

گری بر خویش چون ابر بهاران

که سر سبزی ازین باران بیابی

شب وصل آن هم خندان لبی ها

چو شمع از دیدهٔ گریان بیابی

دگر از بافتن سپری ندانی

چنین گنجی اگر پنهان بیابی

کمال بر هر زمانی باید او را

هنوزش همچنان جویان بیابی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید