گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

تن در پی جان می رود ای بخت کجانی

موقوف تو ماندیم که راهی بنمائی

از کار فرو بسته در هم شده ما

لطفی بنمائی گرمی باز گشائی

گویند که تعجیل مکن تا برسد وقت

پیداست که تا چند بود مد جدائی

ای دل مکن اندیشه از این راه که صعب است

نومید نشاید شدن از لطف خدائی

دیگر ندهم دامن مقصود خود از دست

گر بابم از این واقعه سب رهانی

گفتی که کمالا مکن اندیشه رفتن

آیا من مشتاق کجا و تو کجایی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید