ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش
گر حق این نداند او داند و خدایش
یارب نهال قدّش تا از کدام باغ است
کز هر طرف سری شد بر باد در هوایش
گویی مگر به رویش آشفته گشت گیسو
ورنه چرا پریشان می آید از قفایش
تا که ز ناشکیبی بر روی من دوَد اشک
ای مردمان بپرسید کز چیست ماجرایش
دل را که غیر عشقش فکری نبود در سر
بنگر که درد هجران چون می کند ودایش
اشک تو را خیالی این آبرو از آن است
گر می شود مشرّف گه گه به خاک پایش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به عشق و دلتنگی میپردازد. شاعر در آن از درد و رنج ناشی از جدایی و احساسات عمیق خود صحبت میکند. او از زبان دعا و ارتباط خود با خداوند سخن میگوید و از سوالاتی دربارهی معشوق و جایی که او ممکن است از آن آمده باشد، میپرسد. همچنین، شاعر به پریشانی و آشفتگی در ظاهر و باطن معشوق اشاره میکند و از درد جدایی خود و اینکه عشق جز او فکری دیگر در سر ندارد، میگوید. به طور کلی، این شعر حسرت و دلتنگی عمیق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ما تنها همین زبان را داریم که در دعاهایش وجود دارد، اگر خداوند این زبان را نشناسد، ولی او و پروردگارش به خوبی آن را میدانند.
هوش مصنوعی: خدای من، این درخت قدبلند از کدام باغ است که به هر سمتش سرش در باد خم میشود و در هوایش به لرزه درمیآید؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که گیسوی او به هم ریخته است، وگرنه چرا چنین آشفته و نامنظم از پشت سرش بیرون میآید؟
هوش مصنوعی: به خاطر بیصبریام، اشک بر چهرهام میریزد. ای مردم، از چه چیزی است که این حال و هوای من را به وجود آورده است؟
هوش مصنوعی: دل را که جز عشق هیچچیز دیگری در آن نیست، نگاهی به آن بینداز که چگونه در درد جدایی دچار رنج میشود.
هوش مصنوعی: اشک تو به خاطر حفظ آبرویت است، اگر گاهی به خاک پای او بیفتد و به او افتخار کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.