گهی به پای تو جانم سرِ نیاز کشید
که دست از هوس کار غیر باز کشید
دلم ز شیوهٔ چشمت ندید مردمی ئی
به غیر از این که نیازی نمود و ناز کشید
متاع قلب مرا زآن نفس رواجی نیست
که سوز عشق تو در بوتهٔ گداز کشید
غرض زیارت سر منزل حقیقت بود
ریاضتی که دلم در ره مجاز کشید
خموش باش خیالیّ و قصّه کوته کن
که از فسانهٔ زلفش سخن دراز کشید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و نیاز عمیق خود به معشوق میپردازد. او گاه به پای معشوق به التماس میافتد و از هوسهای دیگر دست میکشد. دل او از شیوۀ چشم معشوق چیزی جز ناز و نیاز نمیبیند و عشق او به قدری سوزان است که دیگر تمایلی به دیگر چیزها ندارد. شاعر در تلاش است تا به حقیقت دست یابد و این مسیر را با ریاضت طی میکند. در پایان، به خود میگوید که باید از گفتن هر چیزی درباره زلف معشوق بپرهد و نکتهها را کوتاه کند.
هوش مصنوعی: گاهی جانم بر سر نیاز به پای تو افتاد و به خاطر تو از خواستههای دیگر خود دست کشیدم.
هوش مصنوعی: دل من از نگاه تو هیچ رفتار و اخلاقی را جز این که فقط نیاز و خواستهای داشته و ناز کردهای، نمیبیند.
هوش مصنوعی: محصول قلب من به خاطر آن نفس، رونق و حیات ندارد، زیرا شعلهٔ عشق تو آن را در کورهٔ سوزان و سخت، ذوب کرده است.
هوش مصنوعی: هدف از زیارت و حضور در مکانهای واقعی، رسیدن به حقیقت است و من برای رسیدن به این هدف، صبر و زحمت زیادی را در مسیر غیرواقعی تحمل کردم.
هوش مصنوعی: سکوت کن و زیادهگویی نکن، زیرا داستان زیبایی که دربارهٔ معشوق و موهایش گفتهای، خیلی طولانی شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سر از نیاز من آنسرو سرفراز کشید
نیازمندی من دید و سر بناز کشید
بیک نگاه نهان می توان تلافی کرد
هر آن ستم که دل از چشم فتنه ساز کشید
خوش آن کرشمه و جولان که بر سرم از ناز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.