دل به یاد لب لعلت سخن از نوش نکرد
خون شد و حقّ نمک هیچ فراموش نکرد
زلف تو دست به تاراج دل ما نگشاد
ماه را تا ز شب تیره سیه پوش نکرد
هرکه در راه تو پا از سر همّت ننهاد
دست با شاهد مقصود در آغوش نکرد
ظاهراً نالهٔ جانسوز نی از جایی بود
که زدندش به دهن آخر و خاموش نکرد
ماجرایی که ز دل اشک خیالی می گفت
سخنی بود چو دُر لیک کسی گوش نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و درد ناشی از دوری از معشوق اشاره دارد. شاعر از یاد لبهای معشوقش سخن میگوید و بیان میکند که با وجود درد و خونریزی، هیچکدام از محبتها و یادها را فراموش نکرده است. زلف معشوق او را به زنجیر کشیده و شب را برایش تاریک کرده است. شاعر به این نکته اشاره دارد که هیچکس در راه عشقش پا پس نکشیده و دست به گریبان معشوق نشده است. نالههای دلش در سکوت به گوش کسی نمیرسد و داستان احساسی او به رغم شدت، بیصدا باقی مانده است. در کل، شعر بیانگر عمیقترین احساسات عاشقانه و تنهایی ناشی از آن است.
هوش مصنوعی: دل به یاد لب سرخ تو به صحبت از شراب مشغول شد و هرگز حق محبت تو را فراموش نکرد.
هوش مصنوعی: موهای تو به قلب ما آسیب نزد و باعث نشد که ماه از شب سیاه بیرون بیاید.
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر عشق و آرزوی تو قدم به قدم پیش نرود و از تلاش و کوشش دست نکشد، هرگز نمیتواند به هدف مورد نظرش دست یابد و به وصال محبوب برسد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که صدای دلزده نی از جایی به گوش میرسد که آن را به تهش زدهاند و نتوانستهاند آن را خاموش کنند.
هوش مصنوعی: داستانی که از دل برایم اشک میریخت، سخنی ارزشمند و زیبا مانند دُر داشت، اما کسی به آن توجه نکرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.