چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
ز گریه پای به گِل ماند و سر فدای تو کرد
ز گریه دامن دُر داشت چشم من لیکن
به دیده هرچه که بودش همه فدای تو کرد
بیا که خلعت شاهی به قدّ آن رندی ست
که التماس کَرم از درگدای تو کرد
به خوارییی ز دعاگویِ خویش یادی کن
که رفت و تا دم آخر همین دعای تو کرد
چه بود رای تو جان باختن بحمدالله
که هرچه کرد خیالی همه برای تو کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و فدای عاشق برای معشوق است. شاعر به زیبایی معشوق خود، مانند سروی در بوستان، اشاره میکند و بیان میکند که عاشق تمام احساسات و اشکهایش را به خاطر او هزینه کرده است. او به تقدس و اهمیت عشق اشاره دارد و از معشوق خود میخواهد که به یاد دعاگویش باشد که تا آخر عمر فقط برای او دعا کرده است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که همه تلاشها و فداکاریها به خاطر معشوق بوده و او به جان باختن در این راه افتخار میکند.
هوش مصنوعی: هرکس که در این باغ به یاد تو باشد، از شدت عشق و غم، اشک ریخته و مانند سروی سر خود را فدای تو کرده است.
هوش مصنوعی: چشم من از گریه پر از اشک و الماس بود، اما هر چه در آن بود، برای تو فدای تو کردم.
هوش مصنوعی: بیا که لباس پادشاهی به اندازه آن رندی است که از درِ نیازمندی تو درخواست بخشش میکند.
هوش مصنوعی: به یاد کسی باش که در سختیها و در لحظههای آخر زندگیاش همواره برای تو دعا میکرد و به خاطر تو زحمت کشید.
هوش مصنوعی: چه نظری داری درباره اینکه جان فشانی کنم؟ خوشبختانه هر کاری که انجام دادم، فقط به خاطر تو بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.