گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علیرضاشجاع زاده در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۳۵ نوشته:

این رباعی زیباترین جواب وپیام حضرت خیام به آنانی است که اورابی دین می دانند.
انگاراین مردبزگ هزارسال پس ازخودرامی دیده که اینگونه پاسخ گفته است.
روحش شاد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عادل درخشنده در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۳۶ نوشته:

در این افکار بودم که جنابش جهانی را به خود واداشته و هر که هر تعریفی از می و خرقه و مذهب و کفر دارد
دراین بلبشوی اشفته
حضرت خیام همانی است که هست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی دوست طلب در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۲۷ نوشته:

گر من ز می مُغانه مستم، هستم:
کلمه هستم به چه معناست ؟
مست از می مغانه هستم ؟
یا
اگرچه که مست از می مغانه ام. ولی هستم ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
م ، س در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۰۰ نوشته:

آقای دوست طلب
اینطور بخوانید بیشتر مفهوم می شود
گر من ز می مُغانه مستم،آری هستم،
گر کافِر و گَبْر و بت‌پرستم، آری هستم
شاید می گوید اگر مرا اینطور می بینید ، ببینید ، ولی من زانِ خودم ، همینم که هستم
مانا بوید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهزاد ناطق در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۷ نوشته:

شاید بتوان این رباعی اینطور تعبیر کرد که:
.
خود را همانگونه که هستید بپذیرید. نقاط ضعف شما اهمیت ندارند. نقاط ضعفتان را بپذیرید ولی نگران آنها نباشید. تنها نقاط قوت شما هستند که اهمیت دارند. روی آنها تمرکز کنید و آنها را پرورش دهید. هیچکس به شما کمک نخواهد کرد. پس اتکا و اعتماد به نفس را در خود تقویت کنید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمید نظم آرا در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۵ نوشته:

به نظر من شاید منظور حضرت خیام از مصرع اول این باشد که :
اگر من از می مغانه مست باشم در این صورت است که وجود دارم و هستی من معنا دارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۸ نوشته:

از دکارت نشنیده‌اید؟ من شک می‌کنم پس هستم. این در گزاره‌هایی فلسفی هستند که شک کردن را دلیل بودن اعلام می‌کنند. چند صد سال پیش او خیام بزرگ مستی را دلیل بودن خویش اعلام می‌کند. هر خوانش دیگری از این مصرع نادرست است. من مستم پس هستم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۴ نوشته:

آقای شجاع زاده، در کامنت اول گفته‌اید این پاسخ خیام به کسانی که او را بی‌دین می‌دانند است. لطفاً می‌توانید بگویید این کدام پاسخ است؟ کجا خیام در این رباعی شهادتین گفته که ما نمی‌بینیم؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۹ نوشته:

سلام. بزرگوار عذر من رو پذیرا باشید ولی در تقطیع وزن شعر مفعول مفاعلن مفاعیلن فع هستش.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۳ نوشته:

گر من ز می مغانه مستم، هستم صحیح میباشد.
در ادبیات قدیمی عبری, "من هستم" نامی است که خداوند برای اولین بار خود را به موسی معرفی کرد به زبان عبری "یهوه"
و در عهد جدید مسیحیان نیز "من هستم" نامی است که عیسی مسیح به خود آن را می نامد
برای من بسیار جالب بود که مفهموم این شعر نیز به گمانه های گوناگون بشر از خداوند اشاره دارد در حالی که خداوند همان است که بود و هست و می آید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهرام مشهور در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۴ نوشته:

همه شاعران بزرگ ایرانی شناسه (هویت) ملی میهنی خودشان را در سر لوحه (بقول امروزیها در پلاتفرم) کارهایشان گذارده اند حافظ هم دارد :
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بُوَد فردایی
یعنی داره داد میزنه بابا من نمی خوام مسلمون باشم ولم کنید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد نیکو در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۶ نوشته:

بیت اول رباعی بدین صورت می باشد:
گر من زمی مغانه مستم هستم
ورعاشق و رند و بت پرستم هستم
می خواه مروق به طراز آمدگان.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دانبال در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۶ نوشته:

درود بر ادیبان عزیز
دوست بزرگوار تا انجایی که من می بینم این رباعی هیچ نشانی از دیندار بودن خیام ندارد
کجای این رباعی زیبا خیام شهادتین گفته که جنابتان دیده و ما از دیدن ان عاجزیم؟
انچه خیام بدان دست پیدا کرده و سوالاتش تا امروز توسط هیچ عالم دینی چه در قالب نثر چه در قالب نظم جواب داده نشده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پشمینه پوش در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۹ نوشته:

هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پشمینه پوش در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۷ نوشته:

هرکسی از ظن خود شد یارمن
از درون من نجست اسرار من

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آفت بم در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۶ نوشته:

نکته اول " می مغانه" است.

می یا شراب قدمتی طولانی در فرهنگ و تاریخ ایرانیان دارد و یکی از اصیل ترین نماد فرهنگی ایران به شمار می رود و هیچ شاعری نیست که به آن در اشعار خود، اشاره نکرده باشد. شراب شیراز خود یک نمونه بارز فرهنگ در جایگاه جهانی است که هنوز بدین نام می خوانندش. حال پس از سقوط ساسانیان و آیین و کیش ایران باستان و حرامیت آن در مذهب جدید مشخص است که تهیه و مصرف آن فقط در دست کسانی بوده که به آیین و کیش بهدینان خود بوده اند. "مغان" که در فرهنگ نامه ها به معنی مزدیسنی و زرتشتی می باشد، نشانه هویت و کیش گذشته ایرانیان است و "می مغانه" اشاره به شرابی که توسط ایرانیان و بهدینان تهیه می شده دارد، زیرا ما هیچگاه "شراب اعراب" یا "می اسلامی" که صریحاً در آن مذهب حرام است نداشته ایم. 

نکته دگر در مصرع دوم و واژگان "کافر" "گبر" "بت پرست" است که خود دلالت دارد به مصرع اول.

واژه "کافر" به معنی بی دین و لا مذهب و به طور اختصاصی به آنکه پیرو ادیان توحیدی نیست اشاره می شود مانند ،مزدکیان، زندقیان و زرتشتیان و امثال آیین کهن ایران که پیرو مذاهب ابراهیمی نبوده اند. 

واژه "گبر" نیز علی الاطلاق به بهدینان و زرتشتیان اشاره دراد و بعضی از زبانشناسان معتقد هستند که واژه گبر و گابر و کافر از یک ریشه منشع دارند و به یک معنی نیز هست و نیز واژه "بت پرست" که به اعراب جاهلیت نیز اطلاق می شده است.

از بیت اول چنین می توان نتیجه گرفت که خیام نه تنها با بهدینان و دارندگان آیین باستان ایران حشر و نشر داشته و با آنان شراب یا شراب آنها را می نوشیده، بلکه کسی وی را اصولاً مسلمان نمی پنداشته و شاید او را گبر و کافر و بت پرست هر آیینی دگر می دانند. 

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میثم ططری در ‫۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۸ پاسخ داده:

می/باده هیچ پیوندی با اصل آیینِ زرتشت (ع) ندارد، و اساساً ایشان آن را ناپاک و پلید دانسته است (گاتاها، هات ۴۸ بند ۱۰). 

واژۀ مَذَ در هات ۴۸ بند ۱۰ به چم «باده/می» و «هر چیز مستی آور» می باشد، که برابر آن در زبان عربی «خَمْر» است. در زبان سَنسکریت که برادرِ زبان اوستایی است، مَدَ و مَدیَه است که به همان چمار می باشد. بر این پایه، همان گونه که از سرودهای زرتشت (ع) دیده می شود، می/باده را حرام دانسته است. اما پس از درگذشتِ این پیامبر، مُغ ها باورهای پیشا-زرتشتی را دگر باره وارد آیینِ او کرده اند. آشکار هم نیست که اصطلاحات مِن در آوردی «می اسلامی» دیگر چیست!

برپایه آن چه هرودُت گزارش کرده، مُغ ها یکی از چند تیرۀ مادها بوده اند (Histories I:101). از این رو، خود هویتی ایرانی داشته اند، نه آن که هویتی برای ایرانیان باشند. 

گَبْر نیز چمارهای گوناگون دارد و همیشه به چم «بت پرست» نیست. واژه «کافر» از ستاک «کفر» به چم «پوشاندن» است، که منظور «پوشاندن حق» می باشد. در قرآن برای «کشاورز»، واژۀ کافر نیز به کار برده شده است که در اینجا یعنی کسی که دانه را زیر خاک می پوشاند (حدید/۲۰).

آیا واژۀ کافر و کفر همیشه بار منفی دارد؟ خیر. همیشه چنین نیست و بستگی دارد که به چه و که کفر ورزیده شود، چنان که بر مومنان است که «نسبت به طاغوت کافر باشند» (البقره/۲۵۶).

اشتباه دیگرِ شما این است که زرتشتیان را در کنار زندیقان آورده اید و در پایان نتیجه هم می گیرید که دلیلش این است که «پیرو مذاهب ابراهیمی نبوده اند»! آیه ۱۷ سوره حج که چیز دیگری می گوید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَیٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ

«همانا کسانی که ایمان آورده اند و کسانی که یهودی و صابئین و مسیحی و زرتشتی شده اند و کسانی که شرک ورزیدند، بی گمان خداوند روز قیامت میانِشان داوری می کند، همانا خدا بر همه چیز گواه است»

اینجا سه تا موصول «الَّذِینَ» داریم: موصول نخست، مسلمان ها هستند. موصول دوم، اهل کتاب هستند. موصول سوم اهل شرک هستند. همان گونه که می بینیم، زرتشتی ها جدا از مشرکان و در دستۀ اهل کتاب جای گرفته اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۳ پاسخ داده:

برخی در کشورمان حتی بر سر سفره های سال نو هفت شین را میگذارند منجمله شیرینی ای محلی و شراب و شاهنامه و ... و دیگر چیزها که یادم نیست ؛اختلاف در کتب زیاد هست و تاریخ و فرهنگ ملتی که در قلم فردی نگاشته میشود بر عقاید آن فرد نیز قالب است ؛ اما شراب بوده ولی نه آنگونه که جزئی حقیقی از فرهنگ مان باشد بلکه تنها گاهی استفاده میگشت .با بقیه موارد با⁦ شما موافق هستم :)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میثم ططری در ‫۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۴ پاسخ داده:

به هر روی، پیامبر کهنِ ایران آن را پلید و ناپاک دانسته است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۳۷ پاسخ داده:

بله حقیقتا همین گونه هست و جز این هم قرآن هم گفته است .در درستی این شکی نیست و منکر این هم من نگفتم 

درود بر شما ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.