درین کتاب که بیان کرده آمد در کشف حقیقت نوروز که به نزدیک ملوک عجم کدام روز بوده است و کدام پادشاه نهاده است و چرا بزرگ داشتهاند آن را و دیگر آیین پادشاهان و سیرت ایشان در هر کاری مختصر کرده آید، ان شاء الله تعالی. اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانستند که آفتاب را دو دور بود: یکی آنک هر سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبانهروز به اول دقیقه حمل باز آید به همان وقت و روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند آمدن؛ چه هر سال از مدت همی کم شود. و چون جمشید آن روز را دریافت «نوروز» نام نهاد و جشن آیین آورد. و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند. و قصه آن چنانست که چون گیومرت اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست خواست که ایام سال و ماه را نام نهد و تاریخ سازد تا مردمان آن را بدانند. بنگریست که آن روز بامداد آفتاب به اول دقیقه حمل آمد. موبدان عجم را گرد کرد و بفرمود که تاریخ ازین جا آغاز کنند. موبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند. و چنین گفتند موبدان عجم -که دانا آن روزگار بودهاند- که «ایزد تبارک و تعالی دوانزده فریشته آفریده است. از آن، چهار فرشته بر آسمانها گماشته است تا آسمان را به هر چه اندروست از اهرمنان نگاه دارند. و چهار فریشته را بر چهار گوشهٔ جهان گماشته است تا اهرمنان را گذر ندهند که از کوه قاف بر گذرند». و چنین گویند که «چهار فرشته در آسمانها و زمینها میگردند و اهرمنان را دور میدارند از خلایق». و چنین میگویند که «این جهان اندر میان آن جهان چون خانهایست نو اندر سرای کهن برآورده. و ایزد تعالی آفتاب را از نور بیافرید و آسمانها و زمینها را بدو پرورش داد. و جهانیان چشم به روی دارند که نوریست از نورهای ایزد تعالی. و اندر وی با جلال و تعظیم نگرند که در آفرینش وی ایزد تعالی را عنایت بیش از دیگران بوده است». و گویند مثال این چنانست که ملکی بزرگ اشارت کند به خلیفتی از خلفای خویش که او را بزرگ دارند و حق هنر وی بدانند که هر که وی را بزرگ داشته است ملک را بزرگ داشته باشد. و گویند «چون ایزد تبارک و تعالی بدان هنگام که فرمان فرستاد که ثبات بر گیرد تا تابش و منفعت او به همه چیزها برسد، آفتاب از سر حمل برفت و آسمان او را بگردانید و تاریکی از روشنایی جدا گشت و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد مر تاریخ این جهان را. و پس از آن به هزار و چهارصد و شصت و یک سال به همان دقیقه و همان روز باز رسید، و آن مدت هفتاد (و سه بار قران) کیوان و اورمزد باشد که آن را قران اصغر خوانند. و این قران هر بیست سال باشد. و هر گاه که آفتاب دور خویشتن سپری کند و بدین جای برسد و زحل و مشتری را به همین برج که هبوط زحل اندر اوست قران بود با مقابله این برج میزان که زحل اندر اوست یک دور این جا و یک دور آن جا برین ترتیب که یاد کرده آمد. و جایگاه کواکب نموده شد، چنانک آفتاب از سر حمل روان شد. و زحل و مشتری با دیگر کواکب آن جا بودند. به فرمان ایزد تعالی حالهای عالم دیگرگون گشت، و چیزها، نو بدید آمد؛ مانند آنک در خورد عالم و گردش بود. چون آن وقت را دریافتند ملکان عجم، از بهر بزرگ داشت آفتاب را و از بهر آنکه هر کس این روز را در نتوانستندی یافت نشان کردند. و این روز را جشن ساختند. و عالمیان را خبر دادند تا همگنان آن را بدانند و آن تاریخ را نگاه دارند. و چنین گویند که «چون گیومرت این روز را آغاز تاریخ کرد، هر سال آفتاب را (و چون یک دور آفتاب بگشت در مدت سیصد و شصت و پنج روز) به دوانزده قسمت کرد هر بخشی سی روز، و هر یکی را از آن نامی نهاد و به فریشتهای باز بست از آن دوانزده فرشته که ایزد تبارک و تعالی ایشان را بر عالم گماشته است». پس آنگاه دور بزرگ را که سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبانهروزیست سال بزرگ نام کرد و به چهار قسم کرد. چون چهار قسم ازین سال بزرگ بگذرد نوروز بزرگ و نوگشتن احوال عالم باشد. و بر پادشاهان واجبست آیین و رسم ملوک به جای آوردن از بهر مبارکی و از بهر تاریخ را و خرمی کردن به اولِ سال. هر که روز نوروز جشن کند و به خرمی پیوندد تا نوروز دیگر عمر در شادی و خرمی گذارد. و این تجربت حکما از برای پادشاهان کردهاند،
فروردین ماه: به زبان پهلوی است. معنیاش چنان باشد که این آن ماهست که آغاز رستن نبات در وی باشد. و این ماه مر برج حمل راست که سر تا سر وی آفتاب اندرین برج باشد.
اردبهشت ماه: این ماه را در اردبهشت نام کردند یعنی این ماه آن ماهست که جهان اندر وی به بهشت ماند از خرمی. و «ارد» به زبان پهلوی «مانند» بود. و آفتاب اندرین ماه بر دور راست در برج ثور باشد و میانهٔ بهار بوَد.
خرداد ماه: یعنی آن ماهست که خورش دهد مردمان را از گندم و جو و میوه. و آفتاب درین ماه در برج جوزا باشد.
تیر ماه: این ماه را بدان تیر ماه خوانند که اندرو جو و گندم و دیگر چیزها را قسمت کنند. و تیر آفتاب از غایت بلندی فرود آمدن گیرد. و اندرین ماه آفتاب در برج سرطان باشد. و اولماه از فصل تابستان بوَد.
مرداد ماه: یعنی خاک «داد» خویش بداد از برها و میوهای پخته که در وی به کمال رسد. و نیز هوا در وی مانند غبار خاک باشد و این ماه میانهٔ تابستان بوَد و قسمت او از آفتاب مر برج اسد (را) باشد.
شهریور ماه: این ماه را از بهر آن شهریور خوانند که ریو دخل بوَد یعنی دخل پادشاهان درین ماه باشد. و درین ماه برزگران را دادن خراج آسانتر باشد. و آفتاب درین ماه در سنبله باشد و آخر تابستان بوَد.
مهر ماه: این ماه را از آن مهر ماه گویند که مهربانی بود مردمان را بر یکدیگر. از هر چه رسیده باشد -از غله و میوه- نصیب باشد، بدهند، و بخورند بهم. و آفتاب درین ماه در میزان باشد. و آغاز خریف بوَد.
آبان ماه: یعنی آبها درین ماه زیادت گردد از بارانها که آغاز کند. و مردمان آب گیرند از بهر کشت. و آفتاب درین ماه در برج عقرب باشد.
آذر ماه: به زبان پهلوی آذر آتش بوَد. و هوا درین ماه سرد گشته باشد. و به آتش، حاجت بوَد. یعنی ماه آتش. و نوبت آفتاب درین ماه مر برج قوس را باشد.
دی ماه: به زبان پهلوی دی، «دیو» باشد. بدان سبب این ماه را دی خوانند که درشت بود و زمین از خرمیها دور مانده بود. و آفتاب در جدی بود. و اول زمستان باشد.
بهمن ماه: یعنی این ماه به همان ماند و ماننده بود به ماه دی: به سردی و به خشکی. و به کنج اندر مانده. و تیر آفتاب اندرین ماه به خانهٔ زحل باشد بدلو با جدی پیوند دارد.
اسفندارمذ ماه: این ماه را بدان اسفندارمذ خوانند که اسفند به زبان پهلوی میوه بود یعنی اندرین ماه میوها و گیاهها دمیدن گیرد. و نوبت آفتاب به آخر برجها رسد، به برج حوت.
پس گیومرت این مدت را بدین گونه به دوانزده بخش کرد. و ابتدای تاریخ به دید کرد. و پس از آن چهل سال بزیست. چون از دنیا برفت هوشنگ به جای او نشست و نهصد و هفتاد سال پادشاهی راند و دیوان را قهر کرد. و آهنگری و درودگری و بافندگی پیشه آورد. و انگبین از زنبور و ابریشم از پیله بیرون آورد. و جهان به خرمی بگذاشت و به نام نیک از جهان بیرون شد. و از پس او طهمورث بنشست و سی سال پادشاهی کرد. و دیوان را در طاعت آورد. و بازارها و کوچهها بنهاد. و ابریشم و پشم ببافت. و رهبان بزسپ در ایام او بیرون آمد و دین صابیان آورد. و او دین بپذیرف و زنار بربست، و آفتاب را پرستید و مردمان را دبیری آموخت. و او را طهمورث دیوبند خواندندی. و از پس او پادشاهی به برادرش جمشید رسید. و ازین تاریخ هزار و چهل سال گذشته بود و آفتاب اول روز به فروردین تحویل کرد و به برج نهم آمد. چون از ملک جمشید چهار صد و بیست و یک سال بگذشت این دور تمام شده بود. و آفتاب به فروردین خویش به اول حمل باز آمد، و جهان بر وی راست گشت. دیوان را مطیع خویش گردانید و بفرمود تا گرمابه ساختند و دیبا را ببافتند. و دیبا را پیش از ما دیو-بافت خواندندی اما آدمیان به عقل و تجربه و روزگار بدین جا رسانیدهاند که میبینی. و دیگر خر را بر اسب افگند تا استر پدید آمد. و جواهر از معادن بیرون آورد و سلاحها و پیرایها همه او ساخت. و زر و نقره و مس و ارزیز و سرب از کانها بیرون آورد و تخت و تاج و یاره و طوق انگشتری او کرد. و مشک و عنبر و کافور و زعفران و عود و دیگر طیبها او به دست آورد. پس درین روز که یاد کردیم، جشن ساخت و نوروزش نام نهاد. و مردمان را فرمود که هر سال چون فروردین نو شود, آن روز جشن کنند و آن روز نو دانند تا آن گاه که دور بزرگ باشد، که نوروز حقیقت بود. و جمشید در اول پادشاهی سخت عادل و خدایترس بود و جهانیان او را دوستدار بودند و بِدو خرم. و ایزد تعالی او را فَری و عقلی داده بود که چندین چیزها بنهاد و جهانیان را بزر و گوهر و دیبا و عطرها و چهارپایان بیآراست. چون از ملک او چهار صد و اند سال بگذشت، دیو بِدو راه یافت و دنیا در دل او شیرین گردانید. و دنیا در دل کسی شیرین مباد. منی در خویشتن آورد. بزرگمنشی و بیدادگری پیشه کرد و از خواستهٔ مردمان گنج نهادن گرفت. جهانیان ازو به رنج افتادند و شب و روز از ایزد تعالی زوال ملک او میخواستند. آن فرّ ایزدی ازو برفت. تدبیرهاش همه خطا آمد. بیوراسپ که او را ضحاک خوانند از گوشهای در آمد و او را بتاخت. و مردمان او را یاری ندادند از انک ازو رنجیده بودند. به زمین هندوستان گریخت. بیوراسپ به پادشاهی بنشست و عاقبت او را به دست آورد و پاره به دو نیم کرد. و بیوراسپ هزار سال پادشاهی کرد. به اول دادگر بود و به آخر بیداد گشت؛ و هم به گفتار و به کردار دیو از راه بیفتاد و مردمان را رنج می نمود تا افریدون از هندوستان بیامد و او را بکشت و به پادشاهی بنشست. و افریدون از تخم جمشید بود و پانصد سال پادشاهی کرد. چون صد و شصت و چهار سال از ملک افریدون بگذشت، دور دوم از تاریخ گیومرت تمام شد. و او دین ابراهیم علیه السلام پذیرفته بود و پیل و شیر و یوز را مطیع گردانید. و خیمه و ایوان او ساخت، و تخم و درختان میوه دار و نهال و آبهاء روان در عمارت و باغها او آورد، چون ترنج و نارنج و بادرنگ و لیمو و گل و بنفشه و نرگس و نیلوفر و مانند این در بوستان آورد. و مهرگان هم او نهاد و همان روز که ضحاک را بگرفته و ملک بر وی راست گشت، جشن سده بنهاد. و مردمان که از جور و ستم ضحاک برسته بودند، پسندیدند و از جهت فال نیک آن روز را جشن کردندی. و هر سال تا امروز آیین آن پادشاهان نیک عهد در ایران و توران به جای میآرند. چون آفتاب به فروردین خویش رسید آن روز آفریدون به نو جشن کرد. و از همهٔ جهان، مردم گرد آورد و عهدنامه نبشت و گماشتگان را داد فرمود و ملک بر پسران قسمت کرد: ترکستان، از آب جیحون تا چین و ماچین تور را داد، و زمین روم مرسلم را و زمین ایران و تخت خویش را به ایرج داد، و ملکان ترک و روم و عجم همه از یک گوهرند و خویشان یکدیگرند و همه فرزندان آفریدوناند. و جهانیان را واجبست آیین پادشان به جای آوردن، از بهر آنک از تخم ویاند. و چون روزگار او بگذشت و آن دیگر پادشاهان که بعد ازو بودند تا به روزگار گشتاسپ. چون از پادشاهی گشتاسپ سی سال بگذشت، زردشت بیرون آمد و دین گبری آورد. و گشتاسپ دین او بپذیرفت و بر آن می[رفت]. و از گاه جشن افریدون تا این وقت نهصد و چهل سال گذشته بود و آفتاب نوبت خویش به عقرب آورد. گشتاسپ بفرمود تا کبیسه کردند و فروردین آن روز آفتاب به اول سرطان گرفت و جشن کرد. و گفت: «این روز را نگاه دارید و نوروز کنید که سرطان طالع عملست». و مر دهقانان را و کشاورزان را بدین وقت حق بیتالمال دادن آسان بود. و بفرمود که هر صد و بیست سال کبسه کنند تا سالها بر جای خویش بماند و مردمان اوقات خویش به سرما و گرما بدانند. پس آن آیین تا به روزگار اسکندر رومی -که او را ذوالقرنین خوانند- بماند. و تا آن مدت کبیسه نکرده بودند و مردمان هم بر آن میرفتند؛ تا به روزگار اردشیر پاپکان، که او کبیسه کرد و جشن بزرگ داشت و عهدنامه بنوشت، و آن روز [را نوروز] بخواند. و هم بر آن آیین میرفتند تا به روزگار نوشینروانِ عادل. چون ایوان مداین تمام گشت، نوروز کرد و رسم جشن به جا آورد چنانک آیین ایشان بود. اما کبیسه نکرد و گفت «این آیین به جا مانند تا به سر دور که آفتاب به اول سرطان آید تا آن اشارت [که] گیومرت و جمشید کردند از میان برخیزد». این بگفت و دیگر کبیسه نکرد تا به روزگار مأمون خلیفه. او بفرمود تا رصد بکردند و هر سالی که آفتاب به حمل آمد، نوروز فرمود کردن. و زیج مأمونی برخاست و هنوز از آن زیج تقویم میکنند تا به روزگار المتوکل علی الله. متوکل وزیری داشت، نام او محمد بن عبدالملک. او را گفت «افتتاح خراج در وقتی میباشد که مال در آن وقت از غله دور باشد و مردمان را رنج میرسد. و آیین ملوک عجم چنان بوده است که کبیسه کردند تا سال به جای خویش باز آید. و مردمان را به مال گزاردن رنج کمتر رسد چون دست شان به ارتفاع رسد». متوکل اجابت کرد و کبیسه فرمود و آفتاب را از سرطان به فروردین باز آوردند. و مردمان در راحت افتادند و آن آیین بماند. و پس از آن خلف بن احمد امیر سیستان کبیسهٔ دیگر بکرد که اکنون شانزده روز تفاوت از آن جا کرده است. و سلطان سعید معین الدین ملکشاه را انارالله برهانه ازین حال معلوم کرد. بفرمود تا کبیسه کنند و سال را به جایگاه خویش باز آرند. حکمای عصر از خراسان بیاوردند. و هر آلتی که رصد را بکار آید بساختند از دیوار و ذات الحلق و مانند این، و نوروز را بفرودین بردند و لیکن پادشاه را زمانه زمان نداد و کبیسه تمام ناکرده بماند. اینست حقیقت نوروز و آنچ از کتابهای متقدمان یافتیم و از گفتار دانایان شنیدهایم. اکنون بعضی از آیین ملوک عجم یاد کنیم، بر سبیل اختصار. و باز به تفصیل نوروز باز گردیم به عون الله و حُسن توفیقه.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: کتاب به بررسی تاریخ و معناى نوروز میپردازد و به عنوان یک جشن، آن را به جمشید پادشاه عجم نسبت میدهد. زمانی که جمشید متوجه شد که آفتاب هر 365 روز و چند ساعت به همان زمان و روز بازمیگردد، این روز را آغاز تاریخ قرار داد و نوروز نام نهاد. این جشن به تدریج مورد توجه دیگر پادشاهان و مردم قرار گرفت.
کتاب همچنین به جزئیات تقسیمبندی و نامگذاری ماههای سال در تقویم ایرانی میپردازد. به هر ماه سمبلهایی داده شده و ویژگیهای خاصی از جمله رشد گیاهان و میوهها در آن ماهها بیان شده است. به دنبال این، نویسنده، داستان دورانهای مختلف پادشاهی ایران را بیان میکند از گیومرت تا افریدون و گشتاسپ، و همچنین چگونگی روند معرفی دین زرتشتی و جشنهای مختلفی که در آن دورانها برگزار شدهاند.
نویسنده تمهیداتی که پادشاهان برای حفظ نظم زمانی و برگزاری جشنهای نوروزی انجام دادند و تغییرات در رویههای جشن را نیز توضیح میدهد. در نهایت، کتاب به اهمیت نوروز به عنوان یک نماد از آغاز سال نو و دورههای جدید در زندگی مردم اشاراتی میکند و از تجربههای حکما و پادشاهان در این زمینه سخن میگوید.
هوش مصنوعی: این کتاب به بررسی حقیقت نوروز پرداخته و توضیح میدهد که این روز در نزد ملوک عجم چه نام دارد، چه پادشاهی آن را بنیان گذاشته و علت بزرگداشت آن چیست. همچنین آیین پادشاهان و رفتارهای آنها در امور مختلف به صورت مختصر بیان شده است. بر اساس روایتها، جمشید اولین بار روز نوروز را شناخت و این روز را جشن گرفت. پیش از او، گیومرت به عنوان اولین شاه عجم، به نامگذاری ایام سال و تعریف تاریخ پرداخته بود. در این فرآیند، موبدان را جمع کرد و تاریخ را از روزی که خورشید در آغاز فروردین در برج حمل قرار گرفت، آغاز کردند. بر اساس اعتقادات باستانی، دوازده فرشته به عنوان نگهبانان آسمان و زمین و برای جلوگیری از نفوذ اهریمنان مقرر شده بودند. آفرینش جهان نیز به نور خورشید مرتبط است و مردم به این نور چشمان خود را دوخته و در آفرینش خداوند بزرگ به احترام مینگرند. هنگامی که گیومرت شروع به تاریخگذاری کرد، هر سال با یک دور خورشید به چهار قسمت تقسیم شد و هر یک از آنها نامهایی خاص برگزید. نوروز به عنوان روز نو شدن و آغاز سال نو شناخته میشود و بر شاهان واجب است که با برگزاری آیینها و جشنها، این روز را گرامی بدارند و به شادی و خوشحالی بپردازند. این تجربهها به لحاظ حکمت و دانایی از سوی حکما به پادشاهان توصیه شده است.
هوش مصنوعی: فروردین ماه به زبان پهلوی اشاره دارد و به معنای ماهی است که در آن شروع به رشد گیاهان میشود. این ماه همچنین مربوط به برج حمل است که خورشید در طول این ماه در این برج قرار دارد.
هوش مصنوعی: اردیبهشت ماه، ماهی است که به خاطر زیبایی و خوشحالی طبیعت به این نام خوانده شده است. در این ماه، به طور خاص به دلیل سرسبزی و نشاطی که در جهان وجود دارد، حس بهشتی را منتقل میکند. در زبان پهلوی نیز به این معنا اشاره شده است. در این زمان، خورشید در برج ثور قرار دارد و بهار در نیمه خود است.
هوش مصنوعی: خردادماه، ماهی است که در آن خورشید به مردم از جمله گندم، جو و میوه میدهد و خورشید در این ماه در برج جوزا قرار دارد.
هوش مصنوعی: تیرماه، این ماه را به خاطر تقسیم محصولاتی مانند جو و گندم تیرماه نامیدهاند. در این ماه، تابش آفتاب به دلیل ارتفاع زیادش به اوج خود میرسد و در این زمان، آفتاب در برج سرطان قرار دارد. همچنین، این ماه، آغاز فصل تابستان محسوب میشود.
هوش مصنوعی: مردادماه، زمانی است که زمین محصولات خود را به شکوفایی میرساند و میوهها به تمام کمال میرسند. در این ماه، هوا حالت غبار آلودی دارد و این دوره، میانه تابستان تلقی میشود. همچنین، ماه مرداد به خورشید در برج اسد نسبت داده میشود.
هوش مصنوعی: شهریور ماه به همین نام خوانده میشود چون در این ماه عواید پادشاهان به دست میآید و برزگران (کشاورزان) در پرداخت خراج (مالیات) راحتتر هستند. همچنین در این ماه خورشید در برج سنبله قرار دارد و به پایان تابستان نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: مهرماه به خاطر مهربانی بین مردم نامگذاری شده است. در این ماه، افراد از هرچه که دارند، از غلات و میوهها، به یکدیگر میدهند و با هم میخورند. همچنین، در این ماه، آفتاب در حالت اعتدالی است و فصل پاییز آغاز میشود.
هوش مصنوعی: ماه آبان به معنای افزایش بارش بارانهاست که این بارشها باعث میشود مردم آب لازم برای کشاورزی را جمعآوری کنند. در این ماه، خورشید در برج عقرب قرار دارد.
هوش مصنوعی: در ماه آذر، که به زبان پهلوی به معنای آتش است، هوا سرد میشود و نیاز به آتش احساس میشود. به همین دلیل این ماه به عنوان ماه آتش شناخته میشود و در این زمان خورشید در برج قوس قرار دارد.
هوش مصنوعی: دی ماه به زبان پهلوی به معنای دی دیو است. به همین دلیل، این ماه را دی میخوانند. در این زمان، زمین از تازگی و سرسبزی دور بوده و آفتاب در وضعیت زمستانی قرار دارد. دی ماه آغاز فصل زمستان است.
هوش مصنوعی: ماه بهمن شبیه به ماه دی است و همانند آن سرد و خشک است. در این ماه، آفتاب در خانه زحل قرار دارد و به نوعی به برج جدی مرتبط است.
هوش مصنوعی: ماه اسفندارمذ به دلیل آنکه در زبان پهلوی به معنی میوه است، این نام را به خود اختصاص داده است. در این ماه، میوهها و گیاهان شروع به رشد و باروری میکنند و خورشید به پایان نشانههای پایانی خود در دوازدهبرج میرسد و وارد برج حوت میشود.
هوش مصنوعی: گیومرت زمان را به دوازده بخش تقسیم کرد و آغاز تاریخ را مشخص نمود. او پس از زندگی چهل ساله خود درگذشت و هوشنگ جانشین او شد و نهصد و هفتاد سال پادشاهی کرد. هوشنگ به جنگ دیوان پرداخت و مهارتهای مختلفی از جمله آهنگری، بافندگی و زنبورداری را به مردم آموخت. همچنین، او با خوشی و نیکی از دنیا رفت و بعد از او طهمورث پادشاه شد و سی سال حکومت کرد. طهمورث دیوان را تحت کنترل آورد و در طول دورهاش تصرفات و دستاوردهای زیادی داشت. پس از طهمورث، جمشید به پادشاهی رسید و او نیز موفقیتهای زیادی کسب کرد. او از بسیاری از منابع زمین بهرهبرداری کرد و امکانات و محصولات فراوانی را به جامعه عرضه نمود. جمشید جشن نوروز را بنیان نهاد و آن را به عنوان روز جشن معرفی کرد که مردم هر ساله آن را جشن میگرفتند. در طول زمان، جمشید به دلیل غرور و بیعدالتی به سرنوشت ناپسندی دچار شد و سرانجام ضحاک به جای او به سلطنت رسید. ضحاک نیز در نهایت به دست افریدون، که از نسل جمشید بود، نابود شد و افریدون به مدت پانصد سال حکمرانی کرد و عدل و انصاف را در جامعه برقرار کرد. پس از افریدون، پادشاهانی دیگر بر سر کار آمدند و دین زرتشتی به شکوفایی رسید. گشتاسپ به دین زرتشت روی آورد و در زمان او جشنهای مختلفی برگزار میشد. در نهایت، تحولات سیاسی و دینی ادامه یافت و آیینها و جشنها به مرور زمان تغییر کردند. با وجود تغییرات و تحولات، اصل جشن نوروز و ارزشهای آن به عنوان یک رویداد مهم فرهنگی و اجتماعی همچنان در میان مردم زنده باقی ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.