بخش ۹۱ - جنگ کردن سام با فرعین دیو و چگونگی آن
ازین پس سخن گویم از سام نیو
همان هم ز پیکار فرعین دیو
چو فرعین لشکر به کشتی نشاند
بر آن ژرف دریای بی بن براند
چنین گفتن فرعین دیو دمان
همانا ز دیوان سر آمد زمان
شما یکسره خود به چنگال تیز
نمائید بر دشمنان رستخیز
ز دیوان به چنگال و گردان به تیر
ببود آب دریا چو شنجرف و قیر
تن ماهیان گشته از تیر پر
ز شصت دلیران و از تاب خور
ز آمد شد تیر بر سر و گوش
تو گفتی هوا خانه چوبپوش
ز بس خون که از هر سوئی ریختند
ز خون آب دریا برآمیختند
زبس کشته دیوان به آب اندرون
بدی قوت دو سال ماهی فزون
دل سام نیرم ز غم خسته شد
که آن جنگ و اشتاب آهسته شد
یکی نعره زد هم اندر شتاب
که تا شد بدان دیوها زهره آب
ز بیمش بسی دیو شد سرنگون
سیه گشتشان اندرون و برون
به آواز گفت از نژاد و گهر
که سامم به نام و نریمان پدر
چنین تا به جمشید شاه جهان
پدر بر پدر یاد دارم نهان
همه رفته اندر جهان فراخ
به من مانده مردی و ایوان کاخ
همه نام و ننگ از پی عشق یار
بدادم نه دل هست نه صبر و قرار
نه اندیشه از دیو دارم نه جنگ
نترسم ز نر اژدها و پلنگ
هر آن کو به مردی دلاورترند
به یک زخم پیکار من بنگرند
بگفت این و بگرفت تیر و کمان
نشان کرده اندر تن بدگمان
ز زخم تن دیو اندر شتاب
ز پشت سیم دیو رفتی به آب
هر آن تیر کز زخم و از پشت جست
بینداختی چار و سه گشت پست
چو افکند دیوان صدوشصت وچار
به تیر و کمان اندر آن کارزار
دگر نیزه کو بد صد و سی ارش
طلب کرد و آورد در زیرکش
به کشتی زدش نیزه اندر شتاب
بزد کشتی و ریخت دیوان در آب
فراوان ز دیوان به دریا نگون
شده غرقه عرق دریای خون
یکی دیو با هول مانند برق
به پولاد و جوشن تنش بود عرق
گرفتش کمرگاه سام دلیر
مگر کش رباید به مردی ز شیر
سپهبد یکی تیغ زد بر سرش
به دو نیمه شد تا رگ و پیکرش
به لشکر جنین گفت پس پهلوان
که ای رزمدیده دلاور گوان
بدانید در روز رزم و هنر
که یک دشت گوری یکی شیر نر
به چنگال و دندان و موران و مار
برآرد مثل گر بود صدهزار
بگفت این و آهنگ کردن گرفت
ز کشتی به کشتی سپردن گرفت
برآمد ز تیغش ز دیوان غریو
همه روی دریا پر از لاش دیو
به گرز و به نیزه ز شمشیر و تیر
برآوردی از جهان دیوان نفیر
ز کشتی به کشتی همی شد دلیر
همی گشت میجست دشمن چو شیر
چو بر آتش خور بپوشید دود
از آن نره دیوان دو بهره نبود
شب تیره چون شد میانجی ز راه
جدا کردشان جمله از هم سپاه
ز هر دو طرف لنگر انداختند
به خاب و خورش گردن افراختند
ببود از دو سو نعره پاسبان
چو رعد از دل تیره ابر شبان
همه دیوها را دل و دیده خون
که فردا چه سازیم تدبیر چون
به صد زحمت از چنگ یل جستهایم
ز هر رستگان پنج و شش خستهایم
به نزد نهنکال پیکی روان
دواندند کای نامور پهلوان
ز دیوان دو بهره بهی شد به جنگ
چو سام نریمان نباشد نهنگ
کسی مرد پیکار این مرد نیست
اگر کام خواهی ازیدر مایست
در آن دم که با او رسیدیم تنگ
فرو کوفتیم آن زمان طبل جنگ
به کشتی روان سام چون پیل مست
صد و شصت گز نیزه دارد به دست
سنانش چو در جنگ آرد گذار
ز کشتی دیوان برآرد دمار
ز کشتی به کشتی درآید چو شیر
ز دیوان جنگی نماید اسیر
ز تیر و کمانش چه گوئیم باز
به هر زخم تیری دو سه رزمساز
ز گرزش به هر سر که آید به خشم
ز سر مغز بیرون جهد نیز چشم
ز دریا به دیوان سرآید زمان
همانا که یک تن نیابیم امان
به یک ساعت این یل که حمله برد
بود قوت صد ساله ماهی خورد
به بیچارگی تا به روز دگر
کشیم انتظار تو ای نامور
اگر دیرتر آمدی جنگجوی
بود سام چون سنگ و دیوان سبوی
همه خورد خواهد شکستن به راه
کند شاه بر کار ما خود نگاه
بدین سان دلافکار و زاریم ما
دل و دیده در انتظاریم ما
اگر گل به دست تو باشد مبوی
دل نره دیوان خود را بجوی
یکی دیو پوینده پر غریو
بیامد به نزد نهنکال دیو
سراسر بدو باز گفت آنچه بود
نهنکال از غصه برجست زود
روان شد ابا لشکر بیشمار
همه نره دیوان جنگی کار
همه لشکرش را به کشتی نشاند
به دریا و او خود پیاده بماند
همی آب دریا بدش تا کمر
خورش در پر گوش کردی گذر
هر آن کش بدیدی برفتی ز هوش
بدان زشتی و سهم آن دیو زوش
از آن سو چو شب رفت اندرسحاب
برافکند خورشید رخشان نقاب
ز نو کینه جنگ کردند ساز
همه آدم و دیو شد رزمساز
دو لشکر سر از خواب برداشتند
زکین تیغ و نیزه برافراشتند
یکی دیو را نام قوپیل بود
به پیش آمد و پیشدستی نمود
فغان کرد کای نره دیوان جنگ
به سنگ گران سنگ بگشای چنگ
بکوشید تا لشکر سام یل
ز کشته شود روی دریا چو تل
که این دم بیاید نهنکال دیو
رسد زود ز آدم برآرد غریو
ز سام و ز لشکر برآرد دمار
بگیرد کندشان همه خوار و زار
کسی را کجا تاب آن روز کین
نماند یکی آدمی بر زمین
بگفت این و آهنگ آویز کرد
ز دیوان صف جنگ را تیز کرد
یکی را نبد رحم بر جان کس
نه فریادخواه و نه فریادرس
بدان گفته سام اندر آمد به گوش
درآورد گرز گران را به دوش
ولی از گرانسنگی گرز او
کسی را نبد تاب آن برز او
ز کشتی به کشتی برفتی چو گرد
همی کشت دیوان جنگی نبرد
ز یک سوی قلواد و قلوش دگر
به سوی دگر جنگ را چارهگر
بکشتند بسیار دیوان سران
شماره نه پیدا بدی اندر آن
شده دیو ترسان و گردون دلیر
به بدخواه برگشته بودند چیر
نه پائی که جائی گریزان شوند
نه دستی که کوی گریبان شوند
پدر بازنشناخت فرزند را
برادر نه هم خویش و پیوند را
ز تیر دلیران همچون تگرگ
ببارید و بر زنده شد عمر مرگ
ز زنهار دیوان و از الامان
فغانشان رسیده به هفت آسمان
ز هر سوی دلیری به پیکار بود
نبد جنگ گر جنگ پیکار بود
بگفتند با یکدگر دیو دون
نمانیم ما زنده چون مرده چون
نداریم ما تاب یل روز جنگ
همانا زمانمان رسیده است تنگ
درین گفتگو و ازین رزم سیر
شده دیوها را سر از رزم سیر
ز دیوان غریو و ز مردان خروش
ز خون دلیران زدی بحر جوش
برآمد فغانی و شور و غریو
که هیهات از زور سردست نیو
چو سام آنچنان کرد مدهوش شد
یکی ساعتی نیز خاموش شد
چو باهوش آمد بغرید باز
که ای پهلوانان گردن فراز
مترسید از آب و از دیو نر
که اکنون به حکم یکی دادگر
کنم سرنگون کشتیانشان همه
کنم طعمه ماهیانشان همه
بگفت و درآمد دگر باره باز
چو کوهی مر آن کرده گردنفراز
بزد باز برکشتی آن نیزه را
یکی روز آورد استیزه را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این قسمت از داستان، سام نیو، قهرمان بزرگ جنگ با دیوان، از ماجرای نبردی سخت با فرعین دیو سخن میگوید. دیوان به دریا میروند و سام با دلیرانش بر آنها حمله میکند. در این نبرد، دیوان به شدت کشته میشوند و خون آنها در دریا میریزد. سام با شجاعت تیر و کمانش را بر میدارد و به دیوان حمله میکند. هر تیر او چنان قدرتی دارد که دیوان را به زمین میزند.
دشمنان که با دیدهای ترسان و بیمناک هستند، با سام و رزمندگانش درگیر میشوند. سام یک به یک دیوان را از پا درمیآورد و پیروزی کسب میکند. سام با آواز و هیجان به جنگ ادامه میدهد و محبوبیتش در میدان رزم بیشتر میشود. یکی از دیوان، که قوپیل نام دارد، با فریاد به جنگ میآید، اما سام با استفاده از گرزش به راحتی او را شکست میدهد.
در این نبرد، دیوان به شدت دچار ناامیدی و ترس میشوند. سام به آنها اطمینان میدهد که به زودی پیروز خواهند شد و ایشان را در دریا به دست ماهیها میسپارد. در نهایت، سام با عزم و ارادهای شگرف، جنگ را ادامه میدهد و از پیروزیاش اطمینان دارد.
هوش مصنوعی: از این به بعد درباره سام نیو صحبت میکنم، همانطور که از نبرد با دیو فرعین نیز سخن میگویم.
هوش مصنوعی: زمانی که گروهی از سربازان فرعونیان بر کشتی نشسته و بر دریای عمیق و بیکران حرکت میکنند، نشان میدهد که آنها به دنبال هدفی بزرگ و ممکن است در شرایطی دشوار قرار دارند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که این صحبتها از جانب فرعین، موجوداتی شبیه به دیوها، ارائه شده است و نشاندهنده این است که زمان حکومت دیوان به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: شما تمام تلاش خود را بر این بگذارید که دشمنان را به زانو درآورید و بر آنها غالب شوید.
هوش مصنوعی: از دیوان به چنگال و گردان به تیر، آب دریا مانند شنجرف و قیر بود. در واقع، منظور این است که آب دریا به شدت تیره و غلیظ بود و به شکل قیر یا شنجرف (نوعی رنگ سیاه) به نظر میرسید.
هوش مصنوعی: تن ماهیان به خاطر تیراندازی شصت دلیر به شدت آسیب دیده و خسته شدهاند و تحت فشار تابش خورشید قرار دارند.
هوش مصنوعی: هوا به شدت به وزش و حرکت درآمده و مثل تیر بر سر و گوش تو میتابد، گویی که این فضا به یک خانه چوبی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر ریختن زیاد خون در هر سمت، آب دریا با خون ترکیب شد.
هوش مصنوعی: به دلیل وجود آب فراوان، دیوان بیتاب و سرگردان شدهاند و این باعث شده که ماهیها به اندازه دو سال خوراک و قوت کافی داشته باشند.
هوش مصنوعی: دل سام نیرم از غم آسیب دید و آرامش جنگ و تلاطم به دست آمد.
هوش مصنوعی: فردی فریاد زد و به سرعت گفت که باید به دیوها حمله کنیم تا آنها را شکست دهیم.
هوش مصنوعی: به دلیل ترس او، بسیاری از دیوان به زمین افتادند و درون و بیرون آنها سیاه شد.
هوش مصنوعی: من به صدای بلند اعلام میکنم که من از نسل و خانوادهای بزرگ هستم، فرزند سام و نریمان.
هوش مصنوعی: به این ترتیب، من از زمان جمشید، شاه بزرگ و جهانی، یادها و خاطراتی از اجدادم را در دل نهان دارم.
هوش مصنوعی: همه به دنیای وسیع رفتهاند، اما من تنها ماندهام و فقط یک مرد و ایوانی از کاخ دارم.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق یارم تمام نام و ننگ را فدای او کردم، دیگر نه دلی در دست دارم و نه صبر و آرامشی برایم مانده است.
هوش مصنوعی: من نه از فکر شیطان میترسم و نه از نبرد با درندههایی چون اژدها و پلنگ.
هوش مصنوعی: هر کسی که فکر میکند میتواند از من شجاعتر باشد، باید به آثار جنگ من توجه کند.
هوش مصنوعی: او این را گفت و تیر و کمان را برداشت و نشانه را بر بدن کسی که بدگمان بود، قرار داد.
هوش مصنوعی: از درد و زخمهای عمیق، به سرعت به سمت آب رفتی، مانند اینکه بر پشت دیوی نقرهای نشستهای.
هوش مصنوعی: هر تیر که به خاطر زخم و آسیب به تو شلیک کردند، در نهایت به زمین افتاد و از ارزشش کاسته شد.
هوش مصنوعی: هنگامی که دیوان و حاکمان با تعداد زیادی در میدان نبرد مواجه شدند، در آن جنگ با تیر و کمان به نبرد پرداختند.
هوش مصنوعی: شخص دیگری نیز که صد و سی تیر درخواستی داشت، آنها را تهیه و در زیر سلاح خود آورد.
هوش مصنوعی: نیزه به کشتی برخورد کرد و آن را به شدت تحت تاثیر قرار داد، به گونهای که کشتی غرق شد و دیوان (مخلوقات یا موجودات غیر انسانی) در آب ریختند.
هوش مصنوعی: بسیاری از دیوانگان در دریا غرق شدهاند و این غرقابی، عرقی از خون است.
هوش مصنوعی: یک دیو به شکل وحشتناکی شبیه به برق، بر روی زره و بدنهاش عرقی از ترس میریزد.
هوش مصنوعی: او کمرگاه سام دلیر را گرفت، مگر اینکه کسی به قدرت و شجاعت از شیر او را برباید.
هوش مصنوعی: یکی از سرداران با ضربتی بر سر او زد و او به دو نیم تقسیم شد تا جایی که عروق و بدنش نمایان شد.
هوش مصنوعی: به سربازان گفت پهلوان، ای جنگجوی دلیر و باتجربه، همگی آماده باشید.
هوش مصنوعی: بفهمید که در روز جنگ و نبرد، یک دشت پر از قبر و یک شیر نر در کنار هم وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر غولی مانند ظالم و خطرناک به وجود بیاید، باید با همه قدرت و وسایل موجود، از جمله سلاح و نیروی انسانی، با او مقابله کرد.
هوش مصنوعی: گفت این را و شروع به حرکت کرد، از یک کشتی به کشتی دیگر منتقل شد.
هوش مصنوعی: تیغ برآمده از او، صدایی از دیوان برآورده و تمامی سطح دریا پر از لاشههای دیو شده است.
هوش مصنوعی: با ضربات گرز و نیزه، از شمشیر و تیر به گوش دیوان زخم و فریاد میزدی و از دنیا صدای هولناکی برمیخاست.
هوش مصنوعی: از یک کشتی به کشتی دیگر میرفت و شجاعانه عمل میکرد، همچون شیری به جستجوی دشمن میپرداخت.
هوش مصنوعی: زمانی که شعلههای آتش بلند میشود، دودی که به وجود میآید، نشاندهنده وجود چیزی است که در حال سوختن است. در چنین حالتی، دیوانگان یا مجنونها هیچ بهرهای از آن نمیبرند.
هوش مصنوعی: در شب تاریک، راهی جدا کننده بین آنها ایجاد شد و همه را از یکدیگر دور کرد.
هوش مصنوعی: از هر دو طرف، کشتی لنگر انداخت و در خواب و خورشید، سرها را بالا نگه داشتند.
هوش مصنوعی: از دو طرف فریاد نگهبان به گوش میرسد، مانند رعدی که از دل ابر تیره در شب به صدا درمیآید.
هوش مصنوعی: همه موجودات بدخواه و شیطانی را در دل و چشمان خود پر از اندوه و ناراحتی داریم، چون نمیدانیم فردا چه تدبیری برای آیندهمان باید بیندیشیم.
هوش مصنوعی: با تلاش بسیار از دست دشمن رهایی یافتهایم و از بین هر پنج یا شش نفر در این راه، تنها یک یا دو نفر باقی ماندهاند که زخمخورده و خستهاند.
هوش مصنوعی: پیکی را به سمت نهنگکال فرستادند و او را به عنوان یک پهلوان مشهور معرفی کردند.
هوش مصنوعی: در زمان جنگ، وقتی سام نریمان (شجاع و نیرومند) در میدان نبرد نباشد، نیروهای دشمن به راحتی برتر خواهند شد. در واقع، نبودن یک پهلوان کارآمد سبب میشود که حریفان قدرت بیشتری پیدا کنند و پیروز شوند.
هوش مصنوعی: هیچ کس در نبرد با این مرد نمیتواند مقابلش بایستد، اگر به دنبال هدفی هستی، از او دوری کن.
هوش مصنوعی: در لحظهای که با او روبرو شدیم، به شدت به جنگ و درگیری پرداختیم.
هوش مصنوعی: سام مانند یک فیل نیرومند و سرشار از قدرت، با کشتی خود به جلو میرود و در دستش نیزهای به طول صد و شصت گز دارد.
هوش مصنوعی: چون نیزهاش را در نبرد به حرکت درآورد، بر کشتی دیوان ویرانی و نابودی میافکند.
هوش مصنوعی: وقتی که شیر از یک کشتی به کشتی دیگر میپرد، نشان از قدرت و شجاعت اوست که در میدان جنگ دشمنان را به تسخیر در میآورد.
هوش مصنوعی: از تیر و کمان او چه بگوییم؟ هر تیر او دو یا سه دلیر کارزار را مجروح میکند.
هوش مصنوعی: اگر کسی با خشم به تو حمله کند، حتی از سر شخصی که به او حمله شده، مغز و عقل نیز در میآید و چشمها کور میشوند.
هوش مصنوعی: زمانی که از دریا به دیوان بیاییم، به یقین میتوان گفت که وقتی هیچ کس را در امان نیابیم.
هوش مصنوعی: در یک لحظه، این قهرمان که به حمله پرداخته، انرژی و قدرتی برابر با صد سال را به دست آورد و مانند یک ماهی قوی شد.
هوش مصنوعی: به خاطر بیچارگیام تا فردا منتظر تو هستم، ای مشهور و عزیز.
هوش مصنوعی: اگر دیرتر بیایی، سام مانند سنگ و دیوان جنگجو خواهد شد.
هوش مصنوعی: همه چیز به زودی به پایان خواهد رسید، اما پادشاه بر امور ما نظارت خواهد داشت و خود را در کارهایمان دخیل میکند.
هوش مصنوعی: دل و فکر ما اینگونه است که به شدت دلتنگ و حالتی افسرده داریم و در انتظار چیزی هستیم که دل و چشممان را شاد کند.
هوش مصنوعی: اگر گلی در دستان تو باشد، دل خود را غمگین نکن و به دنبال دیوانگی خود نرو.
هوش مصنوعی: یک دیو پر سر و صدا و تندخو به نزد نهنکال دیو آمد.
هوش مصنوعی: تمامی مشکلات و ناراحتیهای خود را با او در میان گذاشتم؛ بهگونهای که به خاطر اندوه، به سرعت از دلم بیرون آمد.
هوش مصنوعی: یک لشکر بزرگ و بینظیر به میدان آمده و روحی از آن عبور کرده است که کار جنگ را به دوش دارد.
هوش مصنوعی: تمام سپاهش را به کشتی سوار کرد و به دریا فرستاد، اما خودش بر روی زمین ماند.
هوش مصنوعی: دریا به قدری عمیق است که حتی اگر بخواهی با کمر در آن شنا کنی، قادر نخواهی بود، زیرا خورشید در گوشهای از آن دیده میشود.
هوش مصنوعی: هر کس که به زشتیها و دیوانگیها توجه کند و آنها را ببیند، آرامش و هوشیاریاش را از دست میدهد.
هوش مصنوعی: زمانی که شب به پایان میرسد و پس از آن، خورشید درخشان به آرامی پرده ابرها را کنار میزند.
هوش مصنوعی: با تازگی و تجدید نظر، جنگ و نبردی آغاز شده است که همهٔ انسانها و نیروهای شیطانی در آن آمادهٔ مبارزه و مقاومت هستند.
هوش مصنوعی: دو سپاه از خواب بیدار شدند و شمشیر و نیزههای خود را آماده کردند.
هوش مصنوعی: یک دیو به نام قوپیل به جلو آمد و دست به کار شد.
هوش مصنوعی: آه و گریهای میکند که ای جنگجوی نیرومند، بر سنگ سختی که بر سر راهمان است غلبه کن و چنگال خود را باز کن.
هوش مصنوعی: سعی کنید تا ارتش سام یل از میدان جنگ برود و مانند تلی بر روی آب باقی بماند.
هوش مصنوعی: زمانی که این لحظه فرابرسد، دیو بزرگ به سرعت از انسان خارج شده و فریاد و هیاهو را به راه خواهد انداخت.
هوش مصنوعی: از سام و سپاه، آواری میآید که همه را به خفت و ذلت میکشاند.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند سختی و وحشت آن روز انتقام را تحمل کند، زیرا هیچ انسانی بر روی زمین توانایی آن را ندارد.
هوش مصنوعی: او این را گفت و به آهنگ خود ادامه داد، و صف جنگ را به نشاط و تندی کشید.
هوش مصنوعی: هیچ کس نسبت به جان دیگری رحم و شفقتی ندارد، نه کسی برای کمک به فریاد او میآید و نه کسی از او حمایت میکند.
هوش مصنوعی: بدان سخن سام به گوش رسید، و او بار سنگینی را بر دوش خود احساس کرد.
هوش مصنوعی: اما هیچکس نتوانست تاب و توان مقابله با سنگینی و قدرت او را داشته باشد.
هوش مصنوعی: تو همچون گردی که از یک کشتی به کشتی دیگر میچرخد، از یک سرنوشت به سرنوشت دیگری میروی و در میانهی نبردهای دیوانهوار گرفتار هستی.
هوش مصنوعی: در یک سمت، جمعیتی با لباسهای خاص وجود دارد و در سمت دیگر نیز جنگی در حال وقوع است که به دنبال راهحلی برای آن هستند.
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از کشتار و قتل افرادی است که در مقامهای بالایی قرار داشتند. تعداد زیادی از این افراد قربانی شدهاند و نشانهها و آثار آن کشتار در آنجا قابل مشاهده است.
هوش مصنوعی: دیوها ترسناک شده و آسمان هم شجاع گشتهاند، به طوری که در مقابل بدخواهان ایستادهاند و آنها را چیره شدهاند.
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که نه پای کسی میتواند به جایی فرار کند و نه دست کسی میتواند به جایی بروز خشونت یا درگیری بیاورد. در واقع، اشاره به این دارد که هیچ حرکتی یا عملی نمیتواند به نقاط خطرناک یا نامطلوب منتهی شود.
هوش مصنوعی: پدر نتوانست فرزندش را بشناسد و او را برادر نیافت، نه به عنوان نزدیکترین خویش و نه به خاطر نسبت خانوادگیشان.
هوش مصنوعی: از تیرهای شجاعان مانند تگرگ بارید و زندگی را بر مرگ پیروز کرد.
هوش مصنوعی: زنگ خطر دیوانگان و نالههای نجاتخواهیشان به آسمانها بلند شده است.
هوش مصنوعی: در هر طرف دلاوری برای نبرد آماده بود، اگر جنگ واقعی بود، یعنی چیزی فراتر از فقط جنگیدن.
هوش مصنوعی: گفتند که ما دیگر در کنار هم نخواهیم ماند، زیرا در این وضعیت مثل مردگان خواهیم بود.
هوش مصنوعی: ما در جنگ توان مبارزه نداریم و زمان ما به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: در این گفتوگو و از این جنگ، دیوها خسته شده و سر جنگ را رها کردهاند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف میپردازد که از دیوان و مردان با صدای بلند و خروش ناشی از دلیران، آوای بلندی به گوش میرسد که نشاندهنده شور و هیجان است. به عبارت دیگر، این صداها نماد جوش و خروش خون دلیران و دلاورانی است که به مبارزه و تلاش دست زدهاند.
هوش مصنوعی: صدایی بلند و شوری برپا شد، که ای وای از قدرت دست نیو.
هوش مصنوعی: زمانی که سام چنین کاری انجام داد، او به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و برای مدتی نیز خاموش و بیحرکت ماند.
هوش مصنوعی: وقتی که باز با هوش و چابک آمد، درخشیدن و خودنمایی کرد و گفت: ای پهلوانان، شما که سرهایتان را بلند کردهاید.
هوش مصنوعی: از آب و موجودات ترسناک نترس، زیرا اکنون بر اساس حکم یک داور عادل، اوضاع خوب است.
هوش مصنوعی: من کشتیهایشان را به زیر میکشم و همه آنها را طعمه ماهیها میکنم.
هوش مصنوعی: او گفت و دوباره وارد شد، همانند کوهی که سرش را بالا گرفته است.
هوش مصنوعی: یک روز، نیزه را دوباره به سمت کشتی پرتاب کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.