گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

گرد ماه از مشک چنبر کرده‌ئی

ماه را از مشک زیور کرده‌ئی

شام شبگون قمر فرسای را

سایبان مهر انور کرده‌ئی

در شبستان عبیر افشان زلف

شمع کافوری ز رخ بر کرده‌ئی

از چه رو بستانسرای خلد را

منزل هندوی کافر کرده‌ئی

روز را در سایهٔ شب برده‌ئی

شام را پیرایهٔ خور کرده‌ئی

لعل در پاش زمرد پوش را

پرده‌دار عقد گوهر کرده‌ئی

تا به دست آورده‌ئی طغرای حسن

ملک خوبی را مسخر کرده‌ئی

ای مه آتش عذار آن آب خشک

کابگیر آتش تر کرده‌ئی

بر کفم نه گر چه خون جان ماست

آنکه در نصفی و ساغر کرده‌ئی

جان خواجو را ز جعد عنبرین

هر زمان طوقی معنبر کرده‌ئی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.