گنجور

غزل شمارهٔ ۸۹۹

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

بدینسان که از ما جهانی جهانی

که با کس نمانی و با کس نمانی

تو آن شهریاری و آن شهرهٔاری

که خسرو نشانی و خسرو نشانی

تو آنی که قتلم توانی و دانم

که هر دم برآنی که خونم برانی

خوشا طرف بستان و دستان مستان

می ارغوانی به روی غوانی

دل یاغی باغیم باغ و دائم

تو در باغ بانی و در باغبانی

ندانم کدامی که دامی دلم را

ز نسل کیانی که اصل کیانی

چو ماهی که ماهیتت کس نداند

چه کانی که از لعل گوهر چکانی

تو جان و جهانی و جان جهانی

تو نور جنانی و حور جنانی

سزد کاردوان رخ نهد پیش اسبت

اگر باز داری سمند ار دوانی

ترا نار پستان به از نار بستان

که سیب از ترنجت کند بوستانی

تو ترخان و ترخون ز جور تو خواجو

دل از خون چو خانی و رخ زر خانی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.