گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

یا من الیک میلی قف ساعة قبیلی

بالدمع بل ذیلی هذا نصیب لیلی

هر شب که باده نوشم وز تاب سینه جوشم

تا صبحدم خروشم هذا نصیب لیلی

از اشگ دل گدازم پیدا شدست رازم

لیکن چه چاره سازم هذا نصیب لیلی

از بند باز کن خو وزو دوست کام دل جو

زلفش بگیر و میگو هذا نصیب لیلی

هر شب به جست و جویش گردم بگرد کویش

گریم در آرزویش هذا نصیب لیلی

بلبل ز شاخساران با نالهٔ هزاران

گوید بنوبهاران هذا نصیب لیلی

تا روز از دل و جان چون بلبل سحر خوان

گویم دعای سلطان هذا نصیب لیلی

خواجو مگو فسانه در کش می شبانه

بر گوی این ترانه هذا نصیب لیلی

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۲۱:۱۲ نوشته:

این شعر بیشتر نوعی ترجیع بند است تا غزل

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.