گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست

پرتو نور تجلی در دل پر نور ماست

ما به حور و روضهٔ رضوان نداریم التفات

زانک مجلس روضهٔ رضوان و شاهد حور ماست

عاقبت غیبت گزیند هر که آید در نظر

وانک او غایب نگردد از نظر منظور ماست

پیش ما هر روز بی او رستخیزی دیگرست

و آه دلسوز نفیر و سینه نفخ صور ماست

ما بدار الملک وحدت کوس شاهی می‌زنیم

وین که بر زر می‌نویسد اشک ما منشور ماست

کرده‌ایم از ملک هستی کنج عزلت اختیار

وین دل ویرانه گنج و نیستی گنجور ماست

آنک دایم در خرابات فنا ساغر کشد

در هوای چشم مست او دل مخمور ماست

تختگاه عشق ما داریم و از دار ایمنیم

زانک دار از روی معنی رایت منصور ماست

تا چو خواجو عالم رندی مسخر کرده‌ایم

زلف ساقی دستگیر و جام می دستور ماست

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

الفت در ‫۱۲ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۳۹ نوشته:

بادرود و سپاس. در مصرع اول از بیت دوم نوشته شده : ما بحور و روضه رضوان نداریم التفات.
در اینجا کلمه بحور بعنوان یک کلمه تلقی شده و چون در عربی دارای معنی بوده و بمعنی دریا هاست که خواننده را به اشتباه می اندازد، لذا باید آنرا به عنوان دو کلمه مجزای، به و حور نوشته شود.
موفق باشید.
---

پاسخ:
با تشکر، تصحیح شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.