گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

ای رخت شمع بت پرستان شمع بیرون بر از شبستان

بر لب جوی و طرف بستان داد مستان ز باده بستان

وی برخ رشگ ماه و پروین بشکر خنده جان شیرین

روی خوب تو یا مهست این چین زلف تو با شبست آن

هندوی بت پرست پستت آهوی شیر گیر مستت

رفته از دست من ز دستت برده آرام من بدستان

شکرت شور دلنوازان مارت آشوب مهره بازان

سنبلت دام سرفرازان دهنت کام تنگ دستان

کفرت ایمان پاک دینان قامتت سرو راست بنیان

کاکلت شام شب نشینان پسته‌ات نقل می پرستان

مه مطرب بزن ربابی بت ساقی بده شرابی

که ندارم بهیچ بابی سر سرو و هوای بستان

تا کی از خویشتن پرستی بگذر از بند خویش و رستی

همچو خواجو سزد بمستی گر شوی خاک راه مستان

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بهمن بنی هاشمی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۳۶ نوشته:

این غزل به وزن« فاعلاتن مفاعلن فع فاعلاتن مفاعلن فع »سروده شده و وزنی که برای آن نوشته اید(فاعلن مفاعلن فع فاعلن مفاعلن فع ) غلط است و بعد از فاعلن یک هجای بلند کم دارد .
---
پاسخ:با تشکر، فرمایش شما صحیح است، اما در یک بیت این غزل (بیت ششم) به جای رکن فاعلاتن، فعلاتن آورده، لذا از آنجا که فاعلاتن را نمی‌شود با فعلاتن جایگزین کرد اما عکسش امکان‌پذیر است به جای رکن فاعلاتن در وزن تصحیح شده فعلاتن گذاشتیم تا نظر شما چه باشد.
ضمن آن که به قرینهٔ وزن در بیت اول «برون» را با «بیرون» جایگزین کردیم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.