گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

ای شب زلفت غالیه سا وی مه رویت غالیه پوش

نرگس مستت باده پرست لعل خموشت باده فروش

نافهٔ مشک از گل بگشا بدر منیر از شب بنما

مشک سیه برماه مسا سنبل تر برلاله مپوش

لعل لبست آن یا می ناب بادهٔ لعل از لعل مذاب

شکر تنک یا تنک شکر آب حیات از چشمهٔ نوش

شمع چگل شد باده گسار شمسهٔ گردون مشعله دار

ماه مغنی گو بسرای مرغ صراحی گو بخروش

باده گساران مست شراب جمع رفیقان مست و خراب

بر بت ساقی داشته چشم بر مه مطرب داشته گوش

مطرب مجلسه نغمه سرای شاهد مستان جلوه نمای

گر شنوم که صبر و قرار ور نگرم کو طاقت و هوش

پیر مغان در میکده دوش گفت چو خواجو رفت ز هوش

گو می نوشین بیش منوش تا نبرندش دوش بدوش

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۲۱:۱۷ نوشته:

وزنی کمیاب و کم سابقه (فکر می‌کنم) و در عین حال خوش‌آهنگ، دوری و موسیقیایی دارد این شعر.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پوریا در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۱ نوشته:

آیا در این وزن شعر دیگری هم گفته شده چون من تا حالا این وزن رو نشنیده بودم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تردید در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۰۱ نوشته:

جان به لب آمد از غم دوری مرگ و فنا شد حاصل من
ثمن غرامت کی بستاند دل ز نگار قاتل من
آتش حسرت سرزند از دل گر نگشایی برقع رخ
چون ننمایی آن رخ زیبا دود برآید از گل من
چشمه ی اشکم خون دل است و ساحل امنم در بر تو
موج و تلاطم گو برساند غرقه ی خون بر ساحل من
فرصت فکر و چاره گشایی بازستاند رنج فراق
چاره سبب کن بر دل مجنون یا به جنون این دل من
در شب هجران در پی آنم تا که بجویم نور وصال
پرتو بیفشان در شب هجران با قدمت در منزل من

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.