گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

برافکن سایبان ظلمت از نور

که باد از روی خوبت چشم بد دور

رخت در چشم ما نورست در چشم

نظر بر طلعتت نور علی نور

بیاقوتت برات آورده سنبل

ز ریحان تو در خط رفته کافور

ترا بر جان من فرمان روانست

که سلطان آمرست و بنده مامور

بهشتی روی اگر در گلشن آید

تو پنداری که این خلدست و آن حور

گرم روی زمین گردد مصور

نبیند ناظرم جز روی منظور

ز بادامش حریفان نیمه مستند

ولی آنماهرخ در پرده مستور

ز لعلش بوسه‌ئی می‌خواستم گفت

نباید داد شیرینی برنجور

از آن خواجو بیاقوتش کند میل

که دایم آب خواهد طبع محرور

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی کلیبر در ‫۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۷، ساعت ۱۳:۵۶ نوشته:

7- بادام : استعاره مصرحه از چشم معشوق
8- لعل : استعاره از لب معشوق
9- در این بیت : حسن تخلص : خواجو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی کلیبر در ‫۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۷، ساعت ۱۴:۰۸ نوشته:

شماره ها نشانگر بیت ها است.
1- تشبیه مفروق
2-کمینه و کهینه : جناس لاحق
3-بخار و بخور : جناس لاحق
6-تلمیح : اشاره به آیه لن ترانی یعنی مرا نمی توانی ببینی (مرا : خدا ) ر- ک ف- اشارات و تلمیحات -د- س -شمیسا
14- روز حشر : روز قیامت

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.