گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

در پای تو هرکس که سر انداز نیاید

چون هندوی زلف تو سرافراز نیاید

گر سر نکشد ز آتش دل شمع جگر سوز

مانندهٔ زر در دهن گاز نیاید

گفتم بگریزم ز کمند تو ولیکن

مرغی که سوی دام رود باز نیاید

جان کی برم از آهوی صیاد تو هیهات

گنجشک مگر در نظر باز نیاید

مرغ دل غمگین بهوای سر کویت

جز در قفس سینه بپرواز نیاید

صاحب‌نظر از ضربت شمشیر ننالد

کانکس که بمیرد ز وی آواز نیاید

افغان مکن از ضرب که هر ساز که باشد

بی ضرب یقینست که برساز نیاید

گرمهر نباشد نرود روز بپایان

لیکن همه کس محرم این راز نیاید

آه از دل خواجو که کسی در غم هجرش

جز آه دل سوخته دمساز نیاید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.