نور رویت تاب در شمع شبستان افکند
اشکم آتش در دل لعل بدخشان افکند
ای بسا دود جگر کز مهر رویت هر شبی
شمع عالمتاب گردون در شبستان افکند
صوفی صافی گر از لعل تو جامی درکشد
خویشتن را در میان می پرستان افکند
راستی را ترک تیرانداز مستت هر نفس
کشته ئی را از هوا بر خاک میدان افکند
درج یاقوت گهر پوشت چو گردد درفشان
از تحیر خون دل در جان مرجان افکند
یک نظر در کار خواجو کن که هر شب در فراق
ز آتش مهرت شرر در کاخ کیوان افکند
نزد طوفان سرشکش بین که ابر نوبهار
از حیا آب دهن بر روی عمان افکند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر تجلی عشق و اشتیاق عمیق به معشوق است. شاعر با وصف زیبایی و نور چهره معشوق، احساسات خود را نسبت به او بیان میکند و از آتش اشکهایش و شوق به وصالش سخن میگوید. او از تأثیر عشق بر وجودش و حال و هوای خود در فراق معشوق میگوید و از زیباییهای جهان که تحت تأثیر عشق قرار میگیرد، یاد میکند. در نهایت، شاعر خواستهای از محبوب دارد که او را نگریسته و به حال دلش توجه کند.
هوش مصنوعی: نور چهرهات مانند نوری در شمعی در شب میتابد و اشکهای من همچون آتش در دل، زیبایی و ارزش خارقالعادهای دارد.
هوش مصنوعی: بسیاری اوقات، به خاطر عشق تو، آتش و غم جگرم شعلهور میشود و این درد و اندوه، همچون نوری درخشان، بر فراز آسمان شب میتابد و به تمامی دنیای تاریک روشنی میبخشد.
هوش مصنوعی: اگر عارف راستین از شراب قرمز تو پیمانهای پر کند، خودش را در میان عاشقان میداند و به دیگران میسپارد.
هوش مصنوعی: راستگویی مانند تیرانداز ماهری است که در هر لحظه، با هر نفس، جان کسی را به زمین میافکند.
هوش مصنوعی: وقتی یاقوت، که سنگ قیمتی و زینتی است، درخشان و درخشانتر شود، این زیبایی و درخشندگی به حدی میرسد که انسان را به تحیر و شگفتی میکشاند و این وضعیت، حتی میتواند دل مردمان را آزرده کند و اشک بریزند. این تصویر نمادی از زیبایی و غم در کنار هم است.
هوش مصنوعی: به یک نگاه به کارهای خواجو توجه کن که هر شب به خاطر دوری از عشق تو، شعلهای از آتش دلش در آسمان میافکند.
هوش مصنوعی: در برابر طوفان شدید، با دقت به سر و صدای آن نگاه کن که ابرهای بهاری، به خاطر خجالت و حیا، قطرات آب دهان خود را بر روی سرزمین عمان میپاشند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سایه بر هر کس که آن سرو خرامان افکند
رعشه چون آب روانش بر رگ جان افکند
عشق بالا دست هر کس را که برگیرد زخاک
آسمان را بر زمین چون سایه آسان افکند
پرده ناموس نتواند حریف عشق شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.