گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

کاروان ختنی مشک ختا می‌آرد

یا صبا نکهت آن زلف دوتا می‌آرد

لاله دل در دم جانبخش سحر می‌بندد

غنچه جان پیشکش باد صبا می‌آرد

مرغ را گل باشارت چه سخن می‌گوید

باز هدهد چه بشارت ز سبا می‌آرد

می‌رسد قاصدی از راه و چنان می‌شنوم

که ز سلطان خبری سوی گدا می‌آرد

ای عزیزان چه بشیرست که از جانب مصر

مژده یوسف گمگشتهٔ ما می‌آرد

ظاهر آنست که مرغ دل مشتاقانرا

دانهٔ خال تو در دام بلا می‌آرد

می‌گشاید مگر از نافهٔ زلفت کارش

ورنه باد این دم مشکین ز کجا می‌آرد

هندوی پر دل شوریده که داری ز قفا

ای بسا دل که کشانت ز قفا می‌آرد

خواجو از قول مغنی نشکیبد ز آنروی

هر زمان پرده‌سرا را بسرا می‌آرد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.