گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد

بدان عرق که سحر بر عذار لاله فتاد

بدان نفس که نسیم بهار چهره گشای

نقاب نسترن و گیسوی بنفشه گشاد

ببرد باری خاک و بحدت آتش

به نقش بندی آب و بعطر سائی باد

به سحر نرگس جادوی دلبر کشمیر

به چین سنبل هندوی لعبت نوشاد

به تاب طره لیلی و شورش مجنون

به شور شکر شیرین و تلخی فرهاد

به قامت تو که شد سرو سرکشش بنده

به خدمت تو که از بنده گشته‌ئی آزاد

به نیم‌شب که مرا همزبان شود خامه

بصبحدم که مرا همنفس بود فریاد

به اشک من که زند دم ز مجمع البحرین

بچشم من که برد آب دجلهٔ بغداد

که آن چه در غم هجر تو می‌کشد خواجو

گمان مبر که بصد سال شرح شاید داد

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سیدمهدی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۵ نوشته:

بیت سوم «به بردباری» فاصله ها اشتباه هستند و باعث بدخوانی شده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.