گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

سحاب سیل فشان چشم رودبار منست

سموم صاعقه سوز آه پرشرار منست

غم ار چه خون دلم می‌خورد مضایقه نیست

که اوست در همه حالی که غمگسار منست

هلال اگر چه به ابروی یار می‌ماند

ولی نمونه‌ئی از این تن نزار منست

چو اختیار من از کاینات صحبت تست

گمان مبر که جدائی باختیار منست

خیال لعل تو هر جا که می‌کنم منزل

مقیم حجرهٔ چشم گهر نگار منست

کنار چون کنم از آب دیده گوهر شب

برزوی تو تا روز در کنار منست

مرا ز دیده می‌فکن که آبروی محیط

ز فیض مردمک چشم در نثار منست

فرونشان بنم جام گرد هستی من

اگر غبار حریفان ز رهگذر منست

طمع مدار که خواجو ز یار برگردد

که از حیات ملول آمدن نه کار منست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دکتر اندیشه قدیریان در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۵ نوشته:

در بیت هفتم، می فکن نادرست است و باید به میفکن تبدیل شود؛ در بیت هشتم نیز، رهگذار، صحیح است نه رهگذر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.