کس نیست که دست من غمخوار بگیرد
یا دادم از آن دلبر عیار بگیرد
هر لحظه سرشکم بدود گرم و بشوخی
جیب من دلخسته ی بیمار بگیرد
کی بار دهد شاخ امید من اگر یار
ترک من بیچاره بیکبار بگیرد
فرهاد چو یاد آورد از شکر شیرین
خوناب دلش دامن کهسار بگیرد
سیلاب سِرِشکست که هنگام عزیمت
پیش ره یاران وفادار بگیرد
ساقی بده آن می که دل لاله ی سیراب
بی باده ی گلرنگ ز گلزار بگیرد
هر دم که در آن نرگس پر خواب تو بینم
خون جگرم دیده بیدار بگیرد
ترسم که بر آرم نفسی از دل پر درد
و آئینه رخسار تو زنگار بگیرد
چون نافه ی تاتار دلم خون شود از غم
چون گرد مهت نافه ی تاتار بگیرد
خواجو ز چه معنی ز برای قدحی می
هر لحظه در خانه ی خمّار بگیرد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از تنهایی و غم خود میگوید و ناتوانیاش در پیدا کردن همدردی و یاری. او به یاد محبوب میافتد و از درد فراقش شکایت میکند، در حالی که حسرت دلبر عیار و شیرینی عشق را میکشد. در احساساتی عمیق، از امید و آرزوهایی که در دل دارد، سخن میگوید و از ساقی میطلبد که به او می بنوشاند تا شاید از غم خود رهایی یابد. او در نهایت به وضعیت خود پرداخته و بیان میکند که حتی یک لحظه نفس کشیدن در این درد، میتواند او را به مرز ناامیدی برساند.
هوش مصنوعی: هیچ کس نیست که دردی از من بشنود یا کمکی بکند و یا از محبوب فریبندهام چیزی به من بدهد.
هوش مصنوعی: هر لحظه اشک من با حرارت بریزد و به شوخی، جیب دلbroken و بیمار من را پر کند.
هوش مصنوعی: کی کسی به من کمک میکند و امیدهایم را زنده میکند اگر عشق من، که ترک کرده، باز هم داوطلبانه مرا در آغوش نگیرد؟
هوش مصنوعی: فرهاد هنگامی که به یاد شکرین و شیرین میافتد، دلش پر از درد و حسرت میشود و تلاشی میکند که دامن کوه را به دست بگیرد.
هوش مصنوعی: در زمان جدایی، اشکها به خاطر درد فراق سرازیر میشوند و انسان به یاد دوستان وفادارش میافتد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، آن نوشیدنی را به من بده که دلی شاداب و زنده را مثل لالهای شاداب، با رنگ گلهای زیبا سیراب کند.
هوش مصنوعی: هر لحظه که در خواب نرگس تو را میبینم، درد دل و غم از دست دادن تو روز به روز بیشتر میشود و قلبم را به شدت میفشارد.
هوش مصنوعی: میترسم که روزی از دل پر از درد و غمم نفسی بزنم و چهرهی زیبای تو تحت تأثیر این غم قرار بگیرد و کدورت به خود بگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی که دل من به خاطر غم، مانند نافهای تاتاری به شدت خونین شود، همانند گردی که بر دور چهرهات میچرخد، حالم تحت تأثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: خواجو به دنبال این است که بفهمد چه دلیلی دارد که هر لحظه به خانه شرابفروش برود و قدحی از می بگیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.