گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خاقانی

در عشق تو شد موی زبانم به گزاف

کان موی میان ز غم دلم کرد معاف

بر هر سر موی من غمت راست مصاف

موئی شده‌ام به وصف تو موی شکاف

مولانا

از دل سوی دلدار شکافست شکاف

وانکس که نداند این معافست معاف

هر روز در این حلقه مصافست مصاف

می‌پنداری که این گزافست گزاف

مشاهدهٔ ۵ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
ابن یمین

ای حکم ترا مطیع از قاف بقاف

وی جمله شهانرا سر کوی تو مطاف

با همچو توئی روا بود همچو منی

پیوسته دوان در طلب قدر کفاف

امیرعلیشیر نوایی

یاران چو کشند در بهاران می صاف

من گر چه ز زهد و توبه پیش آرم لاف

دارندم اگر ز می بدان هرزه معاف

در عالم یاری نبود از انصاف

اهلی شیرازی

برخیز و طواف کعبه مشمار گزاف

کین رمز کسی نیابد الا دل صاف

آن نور که طوف کعبه را شوق دلست

گر با تو بود کند تو را کعبه طواف

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه