گنجور

 
خاقانی

منم که همچو کمان دستمال ترکانم

همه ز غمزه خدنگ آخته به کینهٔ من

خدنگ غمزهٔ ترکان نکرد با دلم آنک

نهیب رنج عرب می‌کند به سینهٔ من

اگر نه کعبه بدی، در عرب چکار مرا

که نیست در عجم امروز کس قرینهٔ من

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خاقانی

کمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخ

برای چیست؟ ندانی برای کینهٔ من

ز نوک ناوک این ریمن خماهن فام

هزار چشمه چو ریماهن است سینهٔ من

من آفتابم سایه نیم که گم کندم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه