گنجور

 
خاقانی شروانی
 

ما حضرت عشق را ندیمیم

در کوی قلندران مقیمیم

هم میکده را خدایگانیم

هم درد پرست را ندیمیم

کوشنده نه از پی بهشتیم

جوشنده نه از تف جحیمیم

ما بندهٔ اختیار یاریم

آزاد ز جنت و نعیمیم

گر عالم محدث است گو باش

ما باری عاشق قدیمیم

بی‌زحمت پیرهن همه سال

از یوسف خویش با شمیمیم

آن آتش را که عشق ازو خاست

گاه ابراهیم و گه کلیمیم

بس روشن سینه‌ایم اگرچه

در دیدهٔ تو سیه گلیمیم

اصل گهر از خلیفه داریم

عالی نسبیم اگر یتیمیم

این است که از برای یک‌دم

در چار سوی امید و بیمیم

خاقانی‌وار در خرابات

موقوف امانت عظیمیم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.