کیست که در کوی تو فتنهٔ روی تو نیست
وز پی دیدار تو بر سر کوی تو نیست
فتنه به بازار عشق بر سر کار است از آنک
راستی کار او جز خم موی تو نیست
روی تو جان پرورد خوی تو خونم خورد
آه که خوی بدت در خور روی تو نیست
با غم هجران تو شادم ازیرا مرا
طاقت هجر تو هست طاقت خوی تو نیست
روی من از هیچ آب بهره ندارد از آنک
آب من از هیچ روی بابت جوی تو نیست
بوی تو باد آورد دشمن بادی از آنک
جان چو خاقانیی محرم بوی تو نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذبهای که وجود معشوقش دارد اشاره میکند و بیان میکند که در مسیر او، فتنه و جاذبهای وجود دارد که بر دیگران تأثیر میگذارد. او از درد جدایی و عشق خود میگوید و احساس میکند که طاقت جدایی از معشوقش را ندارد. شاعر به تضاد میان زیبایی معشوق و سختیهای عشق اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که او و جانش به طور کامل تحت تأثیر وجود معشوقش هستند.
هوش مصنوعی: کیست که در محلهٔ تو، زیبایی چهرهات را نبیند؟ و چه کسی است که برای دیدن تو، به این کوچه نیامده باشد؟
هوش مصنوعی: فتنه و شور و هیجان عشق در حال رونق است و تنها حقیقتی که به چشم میخورد، زیبایی و جذابیت موهای تو است.
هوش مصنوعی: چهرهی تو جان مرا زندگی میبخشد، اما خوی تو مانند خونی است که جانم را میمکد. افسوس که ویژگیهای بد تو لایق زیبایی تو نیست.
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری و جدایی تو خوشحالم، چون من تحمل دوری تو را دارم، اما تو نمی توانی طاقت دوری خودت را داشته باشی.
هوش مصنوعی: چهره من از هیچ آبی تأثیری نمیپذیرد، زیرا آبِ وجود من فقط به خاطر تو نیست.
هوش مصنوعی: بوی تو باد را به همراه آورد، اما دشمن هم تندبادی از آن دارد. زیرا کسی که جانش به بوی تو آشنا نیست، مانند خاقانی نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.