گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت

حسن تو دارد ملک آنکه سلیمان نداشت

شو بده انصاف خویش کز همه روحانیان

حجرهٔ روح القدس به ز تو مهمان نداشت

در همه روی زمین به ز تو دارنده‌ای

بزم خلیفه ندید لشکر سلطان نداشت

خاک درت را فلک بوسه نیارست زد

ز آنکه دو عالم به نقد از پی تاوان نداشت

طیره از آنی که دل پای سریر تو را

هدیه به جز سر نیافت، تحفه به جز جان نداشت

آنچه ز سودای تو در دل خاقانی است

نیست به عالم سری کو پی تو آن نداشت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمدعلی میرآخوری نوشته:

در بیت اول مصراع دوم یک ز جا افتاده
روی تو دارد زحسن آنچه پری آن نداشت
حسن تو دارد ز ملک آنکه سلیمان نداشت

👆☹

على سید نوشته:

خاک درت را فلک بوسه نیارست زد
درست:
خاک درت را فلک بوسه نیازست زد

👆☹

حسین، ۱ نوشته:

عزیزان : میرآخوری و علی سید
اشعار بزرگان را خراب نکنید
در هر دو مورد همین طور که آمده درست است
نیارست از یارستن{ یارایی داشتن } به مانای توان داشتن است
زنده باشید

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.